امام حسین علیه السلام و باران به نقل از اصل البکاء

1 دقیقه
,
متن کتاب

در کتاب اصل البکاء از جناب زینب خواتون روایت شده است که: روزی تندْ باران می‌بارید و در نهایت تندی، و من داخل خانه شدم، دیدم مادرم فاطمۀ زهرا در خانه نشسته است و گریه می‌کند. عرض کردم: «ای مادر، چرا گریه می‌کنی»؟ فرمود: «ای نورِ دیده، برادرت حسین از خانه بیرون رفته و باران هم می‌بارد، گریه من از آنست که مبادا حسین در جایی باشد و قطرات باران بر گُل رخسارش ببارد یا بدن نازکش تر گردد».

جناب زینب می‌گوید که: چون من گریۀ مادرم را از برای برادرم مشاهده کردم، چادر به سر کرده و به طلب برادرم از خانه بیرون آمدم. چون به میان کوچه رسیدم، دیدم که برادرم می‌آید و همه‌جا ابر در بالای سر او شکافته شده است که یک قطره باران بر لباس برادرم نمی‌بارد و بعد از آن به خانه آمدم و دل خواتون قیامت از تشویش بیرون شد.

منبع

کتاب وسیلة الفردوس، حاشیۀ ص۷۲.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *