شفاعت امام حسین علیه السلام به نقل از وسیلة الفردوس
متن کتاب
در بعضی از کتب معتبره حدیثی وارد شده است که: روزی جبرئیل به سید جلیل نبیل صلی الله علیه و آله نازل گردید و این آیۀ شریف را آورد: «وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ؛ بهدرستیکه یا محمد، جهنم وعدهگاه ایشان است و برای جهنم هفت طبقه است که از هر طبقه فوجی را داخل میکنند» [حجر: ۴۳-۴۴]. آنگاه سید رُسُل صلی الله علیه و آله فرمودند: «یا جبرئیل، طبقات جهنم را بشمارید». جبرئیل عرض کرد: «یا رسولالله، حطمه، لظی، سعیر، سقر، جهیم، جهنم، هاویه».
حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمود: «اهل این طبقات کیانند»؟ عرض کرد: «یا پیغمبر، در طبقۀ آخر یهود، و در دوم نصارا، و در سیّم مجوس، چهارم ترسایان، پنجم خائنان، ششم جهودان». جبرئیل اهل یک طبقه را نگفت و ساکت شد. حضرت [صلی الله علیه و آله] فرمود: «ای جبرئیل، چرا عذاب این طبقه را بیان نمیکنی»؟ جبرئیل عرض کرد: «یا رسولالله، عذاب این طبقه از همۀ این طبقات آسانتر است». حضرت [صلی الله علیه و آله] فرمودند: «اهلش را بیان کن». جبرئیل از خجالت سر به زیر افکند و هیچ جواب نگفت. آن حضرت [صلی الله علیه و آله] تأکید فرمودند، جبرئیل با دیدۀ گریان عرض کرد: «ای رسولِ خداوندِ عالمیان، گنهکاران امت تو میباشند». آن حضرت [صلی الله علیه و آله] همینکه آن را شنید، گریان گردید و بیهوش افتاد. جبرئیل آن جناب را به هوش آورد، آنگاه برخواست گریهکنان داخل حجره گردید و مدت سه روز و شب از حجره بیرون نیامد، مگر در وقت نماز.
صحابۀ کبار از این حال بسیار مضطرب شدند، سلمان رحمه الله به درِ خانۀ خواتون دوسرا جناب فاطمۀ زهرا آمد و آن خواتون را از این مقدمه خبردار گردانید. چون جناب فاطمه از این کیفیت مطلع شدند، چادر عصمت بر سر افکند و از دست امام حسین علیهالسلام گرفت تا اینکه تشریف آوردند به حجرۀ پدر بزرگوارش و در آن وقت از سنّ شریف امام حسین علیهالسلام دو سال گذشته بود و دست مادر را رها کرده، پیشاپیش داخل حجرۀ جدّ بزرگوار شده، در را حرکت داد و میکوبید و حضرت رسول صلی الله علیه و آله ملتفت نشدند. نزدیک شد که اشک از دیدۀ آن جناب به رخسارش جاری گردد، فیالحال جبرئیل به آن حضرت [صلی الله علیه و آله] نازل گردید و عرض کرد: «یا رسولالله، در را بگشا به روی حسین؛ اگر او بگرید، جمیع ملائکۀ هفت آسمان به گریه درآیند».
آن وقت جناب پیغمبر صلی الله علیه و آله برخواست در را گشود، جناب امام حسین را داخل حجره نمود و بر زانوی مبارک خود نشانید. پس آن جناب عرض کرد: «یا جدّاه، سبب چیست که سه روز است به حجره رفتهاید و درِ شادی را به روی خود بستهاید و درِ غم و اَلَم را به روی ما گوشیدهاید»؟ فرمود: «ای نوردیده، که جای عاصیان امت در جهنم است؛ به این سبب گریانم». آن جناب عرض کرد: «یا جدّاه، اگر مرا اذن میدهی، در حق امّتان تو دعا میکنم». حضرت فرمودند: «مختاری، دعا بکن».
آنگاه جناب سیدالشهدا علیهالسلام دستهای مبارکش را برداشت، ملائکهها به بیتالمعمور جمع شدند که ببینند جناب سیدالشهدا علیهالسلام چگونه دعا میکند برای عاصیان امت، آنوقت عمامۀ خود را از سر برداشت، عرض کرد: «خداوندا، أنا الغریبُ، عن ماء الفرات محرومٌ، أنا الشهیدُ، لأهل الظَلُوم مظلومٌ؛ [من غریبم، من از آب فرات محرومم، من شهیدم، نزد مردم ستمگر مظلومم]»! و عرض میکرد: «خداوندا، اول قطرۀ خونی که از گلوی من که بر زمین کربلا میریزد که از سر تقصیرات امت درگذر».
هنوز دستهای کوچک آن بزرگوار در دعا بود با سر برهنه، فوراً جبرئیل نازل گردید، عرض کرد: «یا رسولالله، پروردگار عالم میفرماید که به حسین بگو که: «گریه نکند، جمیع گنهکاران امت را بر حسین بخشیدم»».
منبع
کتاب وسیلة الفردوس، ص۸۱.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات