انتظار حضرت سکینه برای بازگشت حضرت عباس علیهما السلام به نقل از وسیلة الفردوس

متن کتاب

در بعضی از کتب تعزیه مسطور است که: در آن وقت [هنگام شهادت حضرت عباس علیه‌السلام] جناب سکینه خواتون با اطفال تشنه و دلِ خون و در دستش جام در راه میدان منتظر عموی عالی‌مقام خود ایستاده بود؛ زیراکه از برای او آب وعده کرده بود و گفته بود: «سکینه، از برای تو آب تحصیل می‌نمایم». پس سکینه خواتون دید که پدر بزرگوارش می‌آید، اما دست مبارکش را بر کمر گذاشته و از چشم‌های حق‌بینش مانند ناودان اشک می‌ریزند، آنگاه جناب سکینه به پیش پدر بزرگوارش آمد و عرض کرد: «یا أبا، هل لک عِلْمٌ بعمّی العباس و قد وعَدَنی بالماء؛ یعنی ای پدرِ خون‌جگر، آیا از عمویم عباس خبر داری؛ تحقیق مرا وعده نموده که آب بیاورد. و لا خُلْفَ فی وَعْدِه أم شَرِبَ و نَسِیَ ما سِواه؛ یعنی عمویم این‌چنین خلف وعده نبود، آیا خودش آب نوشیده و ما را از خاطر فراموش نموده؟ أم یجاهدُ الأعداءَ و لم یَحْظَ بماء؛ یا اینکه با این منافقان بی‌دین مشغول جهاد است و تا حال به آب نرسیده است»؟ فبَکَی بکاءً شدیداً و قال: «یا سُکَیْنَتِی، آجَرَکِ الله فی مصیبة عمّکِ العباس»! پس گریست گریستن شدیدی، پس فرمود: «ای سکینه، خدا تو را اجر دهد در مصیبت عمویت عباس که او را شهید نمودند»!

منبع

کتاب وسیلة الفردوس، ص۳۲۰.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *