صحبت امام حسین با اجساد مطهر شهدا علیهم السلام و وداع ایشان به نقل از وسیلة الفردوس
متن کتاب
[هنگامی که همۀ اصحاب در کربلا شهید شده بودند] به روایتی جناب امام حسین بر سر حبیب بن مظاهر رسید و فرمود: «یرحمک الله یا حبیب، و اللهِ إنّک رجلٌ فاضلٌ لقد کنتَ تَخْتِمُ القرآنَ فی لیلةٍ واحدةٍ؛ یعنی خدا بر تو رحمت نماید ای حبیب، ای یادگار جد بزرگوارم، به خداوند سوگند به درستی تو مرد فاضلی بودی، [به] تحقیق کلامالله را در یک شب ختم مینمودی. یا حبیب بن مظاهر، و یا مسلم بن عوسجة، یا هلال بن نافع، کیف مَضَیتُم و أنا مفرَدٌ؛ یعنی ای حبیب بن مظاهر و ای مسلم بن عوسجه و ای هلال بن نافع، چگونه مرا در این صحرا در میان این اشقیاء، بیکس و تنها گذاشتید و رفتید». و قالها ثلاثاً؛ یعنی آن جناب این خطاب را بر نعشهای اصحاب و احباب خود سه دفعه فرمودند.
قالت زینب: «فو اللهِ لقد رأیتُ أجسادَهم تَمُوجُ فی البَرِیّة کما تموجُ السفینةُ فی البحر الموّاج»؛ یعنی جناب زینب فرمود که: «به خدا قسم، به تحقیق دیدم که اجساد شهدا به حرکت درآمدند همچنین کشتی در بحر موّاج حرکت مینماید». پس آن حضرت فرمودند: «بازگردید بهجای خود که من از شما راضی شدم».
بعد، آن عرشجناب به خواهر خود متوجه گردید، فقال لها: «یا زینب، ارجعی إلی الخیام و ضَعِی النساءَ کلّهُنّ فی خیمة واحدة و لا تَدَعِیهِنّ یتَشتّتنَ و قِفِی أنتِ و أمّ کلثوم علی باب الخیمة»؛ پس آن فلکجناب به علیاجناب زینب فرمود: «ای خواهر، برگرد بهسوی خیمهها و جمیع زنان دلفَگار را به یک خیمه جمع کن و نگذار که ایشان متفرق شوند، تو و امکلثوم هر دو بر در خیمه بایستید. و إنّی ذاهبٌ إلی القوم فإنْ رجعتُ و إلّا فعلیکنُ منّی السلام؛ یعنی ای خواهرِ مضطرّ، بهدرستیکه من میروم به میدان این لشکرِ بدسیر، پس هرگاه آمدم فَبِها، و اگر نیامدم از من غریب بر شما سلام باد»!
منبع
کتاب وسیلة الفردوس، ص۳۹۵.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات