حضور حضرت یونس علیه السلام در کربلا به نقل از مجالس المتقین
متن کتاب
به روایت مجالس المتقین جناب یونس پیغمبر، پیغمبری بود که به سبب ترک اولی که قوم خود را زود نفرین کرده بود، جناب اقدس الهی امر نمود به ماهی عظیمی از دریا که او را فرو برد به شکم خود، لکن خطاب رسید آن ماهی را که: «یونس پیغمبر ماست، هیچ عضوی از استخوان و پوست و گوشت آن خورد مکن و شکم تو را مجلس او قرار دادیم».
و به روایتی، ماهی دیگر را امر نمود که حضرت یونس در شکم آن ماهی بود، او را فرو برد و همچنین ماهی دیگر را که هر دو ماهی را فرو ببرد که «ظلمات ثلاث؛ [تاریکیهای سهگانه]» [اشاره به الأنبیاء: ۸۷] اشاره بر آن باشد. تا چهل روز در شکم این سه ماهی سیرِ دریاها مینمود و چون مدت حبس و ابتلا منتهی شد، خطاب مستطاب از مصدر جلال حضرت متعال در رسید که: «ای ماهی، پیغمبر ما را در صحرای کربلا از شکم خود بیرون انداز». پس ماهی به امر الهی حضرت یونس را از شکم خود بر بالای ریگ گرم کربلا انداخت.
بدن حضرت یونس از صدمۀ شکم ماهی به تحلیل رفته بود، بسیار ضعیف و نحیف شده بود و چون طفل تازه متولد شده بود. و بنا به بعضی اخبار کأنّه یک پارچه گوشت بر زمین افتاده بود، چون جوجه مرغ پَر نارُسته بدنش میلرزید. آن وقت نظر مرحمت الهی بر آن پیغمبر مبتلا گردید که با بدن گداخته که در بالای ریگهای گرم کربلا افتاده و چون جوجۀ پر نارسته میلرزید، وحید و غریب بیتبار و بیپرستار. آنگاه دریای مرحمت الهی متلاطم گشته خطاب به زمین کربلا رسید همان ساعت: «درخت کدو رویید به جهت سایهانداختن به آن بدن عریان که به میان ریگ گرم افتاده بود». به روایتی خطاب شد به بز کوهی، حاضر شد شیر به او میداد، کأنّه به طفولیّت عود شده، غذای درشت نمیتوانست صرف نماید.
منبع
کتاب وسیلة الفردوس، ص۵۰۰.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات