بی احترامی به سر شریف امام حسین علیه السلام به نقل از مدینة المعاجز
متن کتاب
روى هلال بن معاوية، قال: رأيتُ رجلاً يحمل رأس الحسين عليه السلام في مخلاة فرسه، فسمعت أذناي، و وعى قلبي، و الرأس يقول: «فرّقت بين رأسي و جسدي، فرّق اللّه بين لحمك و عظمك و جعلك آية و نكالاً للعالمين»! فرفع سوطاً كان معه و لم يزل يضرب به الرأس حتّى سكن.
قال: فرأيت ذلك الرجل و قد أتي به إلى المختار بن أبي عبيد، فشرح لحمه، و ألقاه للكلاب و هو حيّ، و كلّما قُطِعت منه قطعة صاح و غُلِبَ على عقله، فيتوسّل حتّى يئوب إليه عقله، ثمّ يفعل به مثل ذلك حتّى جعله عظاماً مجرّدة، ثم أمر به فقطعت مفاصله، فأتيتُ المختار فأخبرته بفعله و بما سمعتُ من كلام الرأس.
ترجمه
هلال بن معاویه روایت کرده و گفته است: مردی را دیدم که سر امام حسین علیهالسلام را در توبرۀ اسبش حمل میکرد. گوشهایم شنید و قلبم به یاد سپرد که آن سر میفرمود: «میان سر و پیکرم جدایی انداختی، خداوند میان گوشت و استخوانت جدایی اندازد و تو را عبرت و مایۀ مجازات جهانیان گرداند»! آن مرد تازیانهای را که همراهش بود بالا برد و پیوسته با آن به سر مبارک کوبید تا اینکه سر ساکت شد.
آن مرد را دیدم که نزد مختار بن ابیعبید آوردند. مختار گوشت بدن او را – درحالیکه هنوز زنده بود – تکهتکه برید و جلوی سگها انداخت. هرگاه تکهای از بدنش بریده میشد، فریاد میکشید و عقلش از کار میافتاد. آنگاه التماس و زاری میکرد تا دوباره عقلش برگردد. سپس دوباره با او همانگونه رفتار میشد تا اینکه او را به استخوانهایی برهنه تبدیل کرد. سپس مختار دستور داد تا بندبند مفاصلش را قطع کردند. من نزد مختار آمدم و او را از کردار آن مرد و آنچه از سخنان سر مبارک شنیده بودم، آگاه ساختم.
منبع
مدینة المعاجز (نشر بنیاد معارف اسلامی)، ج۴، ص۱۰۰، ح۱۱۱۳. در کتاب وسیلة الفردوس، برگ ۳۲۹ همین مطلب را از کتاب مناقب السعداء و سید نعمتالله جزایری نقل میکند.
هرچند در متن حدیث اسمی از مکان این اتفاق ذکر نشده، اما چون در وسیلة الفردوس ذیل جریانهای کوفه آورده، ما هم در مباحث کوفه قرار دادیم.
نظرات