وداع و درخواست لباس کهنه توسط امام حسین علیه السلام به نقل از المنتخب طریحی

متن کتاب

و نقل آخر و هو: أنّه لمّا قُتل أصحاب الحسين كلّهم، و تفانوا، و أبيدوا، و لم يبق أحد، بقي عليه السّلام يستغيث فلا يغاث، و أيقن بالموت. أتى إلى نحو الخيمة ، و قال لأخته: «آتيني بثوب عتيق لا يرغب فيه أحد من القوم، أجعله تحت ثيابي لئلّا أجرّد منه بعد قتلي».

قال [الراوي]: فارتفعت أصوات النّساء بالبكاء و النّحيب، ثمّ أوتي بثوب، فخرّقه و مزّقه من أطرافه، و جعله تحت ثيابه، و كان له سروال جديد، فخرّقه أيضاً لئلّا يسلب منه. فلمّا قُتِلَ عَمَدَ إليه رجل، فسلبهما منه، و تركه عرياناً بالعراء ، مجرّداً على الرّمضاء، فشلّت يداه في الحال، و حلّ به العذاب و النّكال.

قال: فلمّا لبس الحسين عليه السّلام ذلك الثّوب المخرّق، ودّع أهله و أولاده وداع مفارق لا يعود.

ترجمه

در نقل دیگری آمده است: هنگامی که همۀ یاران امام حسین علیه‌السلام به شهادت رسیدند و کسی باقی نماند، آن حضرت استغاثه می‌کرد، اما کسی به یاری‌اش نمی‌شتافت، و یقین کرد که زمان شهادتش فرا رسیده است. پس به‌سوی خیمه آمد و به خواهرش فرمود: «لباس کهنه‌ای برایم بیاور که هیچ‌یک از این قوم به آن رغبت نکند؛ آن را زیر لباس‌هایم می‌پوشم تا پس از شهادتم مرا از آن برهنه نکنند».

در این هنگام، صدای گریه‌وزاری زنان بلند شد. سپس لباسی برای آن حضرت آوردند. امام آن را از اطراف پاره‌پاره کرد و زیر لباس‌های خود پوشید. همچنین شلوار نویی بر تن داشت که آن را نیز پاره کرد تا کسی آن را از تنش به غارت نبرد. اما هنگامی که آن حضرت به شهادت رسید، مردی به سمتش آمد، همان لباس و شلوار را نیز از تنش بیرون آورد و پیکر مطهرش را برهنه، بر ریگزار سوزان رها کرد. همان دم، دست‌های آن مرد فلج شد و گرفتار عذاب و کیفر الهی گردید.

راوی می‌گوید: هنگامی که امام حسین علیه‌السلام آن لباس پاره را بر تن کرد، با خاندان و فرزندان خود وداع کرد؛ وداعِ جدایی که بازگشتی در آن نبود.

منبع

المنتخب طریحی (چاپ اعلمی بیروت)، ص۴۳۹.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *