خواب حضرت زینب در مورد شهادت اهل بیت علیهم السلام به نقل از کتاب بحر المصائب

2 دقیقه
,
متن کتاب

در بحر المصائب از بعضی کتب مسطور است که: چون وفات حضرت پیغمبر نزدیک شد، حضرت امیرالمؤمنین و صدیقۀ طاهره هریک خوابی بدیدند که بر وفات رسول خدای دلالت داشت و صدا به ناله و نحیب بلند کردند. بعد از آن جناب زینب کبری در آمد: «و قالت: يا جدّاه رأیت البارحة رؤيا أنّها انبعثت ريح عاصفة اسودّت الدنيا و ما فيها و اظلمتها و حرکتنی من جانب إلى جانب فرأيت شجرة عظيمة فتعلّقت بها من شدّة الريح فإذا قد قلعتها و القتها على الأرض ثمّ تعلّقت على غصن قوي من أغصان تلك الشجرة فقطعتها أيضاً فتعلّقت بفرع آخر فكسرته أيضاً فتعلّقت على أحد الفرعين من فروعها فكسرته أيضاً و أبعد منّی فاستيقظت من نومتی هذه».

عرض کرد: «ای جد بزرگوار، دوش چنان به خواب دیدم که بادی چنان تند بوزید که سرتاسر جهان و آنچه در آن بود تاریک و سیاه گشت و مرا از هر سوی، دیگر سوی جنبش داد. در این حال درختی بزرگی بدیدم و از شدت باد به آن در ویختم و آن باد شدید آن درخت عظیم را از بیخ برآورد و بر زمین برافکند. ناچار بر یکی از شاخه‌های استوارش در آویختم، آن شاخه را نیز در هم شکست. من به شاخۀ دیگر در آویختم، آن را نیز در هم شکست. پس بر یکی از دو شاخه از شاخه‌هایش در آویختم، آن را نیز بر شکست و از من دور ساخت. این وقت از خواب بیدار شدم».

چون رسول خدای صلی‌الله‌علیه‌وآله این خواب بشنید، سخت بگریست و فرمود: «این درخت جد تو است و آن شاخ نخست که به آن علاقه جستی، مادر تو فاطمه و آن شاخۀ دیگر پدرت علی و آن دو شاخۀ دیگر دو برادر تو حسنین هستند که در مصیبت ایشان دنیا تاریک و افلاک سیاه می‌شوند و تو در رزیّت ایشان جامۀ سیاه بخواهی پوشید».

منبع

ناسخ التواریخ حضرت زینب علیهاالسلام (مطبوعات دینی)، ج۲، ص۵۵۴.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *