چگونگی ورود اسرا به شام و خرابۀ شام از زبان جمیله دختر امام حسن علیهما السلام به نقل از وسیلة الفردوس
متن کتاب
به روایت بحارالانوار که جمیله دختر امام حسن علیهالسلام میگوید: در وقتی که ما را داخل شام محنتانجام نمودند، إنّي كنتُ مع أربعةٍ من أخواتي مشدوداتٍ بحبلٍ؛ به تحقیق که مرا با چهار نفر دیگر از خواهرانم به ریسمانی بسته بودند و سر برادرم قاسم و عبدالله در مقابل ما میبردند.
و صبايا أهل الشام يرمون علينا الأحجار؛ یعنی طفلهای اهل شام بر ما سنگ میانداختند. همین که نزدیک به غروب شد، ما را به خرابهای جا دادند که ما را از سرما و گرما نگاه نمیداشت.
و تقشعرّ أبدانُنا من البرد في الليل و تَقْشُرُ وجوهُنا من الحرّ في اليوم؛ یعنی بدنهای ما از سردی در شب میلرزید و پوست صورت از گرمی روز میافتاد. زنان و مردان و کودکان اهل شام از صبح تا شام به تماشای ما میآمدند و ما را اذیت و آزار میدادند و ما را به چوب و سنگ میزدند.
آه آه! و يُلْقُون علينا ببُصاقهم و نُخامتهم؛ آه آه! زبانم ترجمۀ طاقت این فقره ندارد!
منبع
کتاب وسیلة الفردوس (نسخۀ کتابخانۀ آیتالله مرعشی به شمارۀ ۸۲۸)، برگ ۳۸۳ سمت راست. این روایت در بحار پیدا نشد.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات