گفتگوی سر امام حسین از روی درخت با دخترشان علیهما السلام به نقل از وسیلة الفردوس
متن کتاب
بدان که به روایت وسیلة النجاة جناب امام حسین علیهالسلام دو دختر صغیر خود را از مصائب آلام دلداری دادند و از گریه و ناله ساکت شدند: اول: سکینۀ خواتونِ دلخون را در قتلگاه. دوم: دختر صغیرۀ خود را در شام شوم در وقتی که سر آن سرور را در بالای درخت شاخۀ خرما آویخته بودند و کیفیت به این قسم است:
و في مفجع القلوب عن جميل ابن حميد عن درّاج ابن ورقاء عن حارث الشامي؛ یعنی در کتاب مفجع القلوب از جمیل ابن حمید از درّاج ابن ورقاء از حارث شامی.
قال: إنّي كنتُ ذاتَ ليلة مع جماعة حارسين لآل الرسول و كان رأس الحسين عليه السلام معلّقاً علی جِذْعِ نخلة كانتْ قريبَ المحبس الذي كانت آل محمّد جالسات فيه؛ حارث شامی گوید که: من در آن شب با جماعتی به محارست آل رسول مشغول بودیم و سر انور جناب امام حسین علیهالسلام را به شاخۀ درخت خرما آویخته بودند و نزدیک به آن محبس بود که آل پیغمبر در آن نشسته بودند.
و كانتْ قريبَ الصبح فخرجتْ صبيّة من بين النسوة و توجّهتْ مَهْلاً مهلاً إلی النخلة فما قلتُ شيئاً؛ یعنی به صبح نزدیک بود، پس یک دختر از میانۀ آن زنان بیرون آمد و آهستهآهسته متوجۀ آن درخت خرما شد. پس ما هیچ سخنی به او نگفتیم.
فلمّا قَرُبَتْ بالنخلة جلستْ و قالتْ: «يا أبة وا فِرقتاه بعد فراقك! أسرونا و هتكوا حرمتنا و أحرقوا خبائنا و نهبوا أموالنا و الآن حبسونا فيما تراه»! فصاحتْ و غشيتْ؛ چون زمانی که به آن درخت رسید، بنشست و میگفت: «ای پدر مهربان، وافرقتاه بعد از فراق تو! ما را اسیر کردند و حرمت ما را هتک نمودند و خیمههای ما را آتش زدند و اموال ما را به غارت بردند و حال ما را به حبس انداختهاند؛ چنانکه خودت میبینی»! پس آن دختر صغیره صیحه برکشید و بیهوش گردید.
قال: رأيتُ بالله العظيم قد تَدَلّی ذالك الجِذْعُ علی صبيّة و الرأسُ يقبّلها و يواخيها و يقول: «اصبري قرّة عيني، فإنّ لنا فيما وقع شفاعة المذنبين يوم القيامة»؛ راوی گوید که: بالله العلیّ العظیم دیدم که به تحقیق آن درخت خرما خم گردید بر آن دختر تا اینکه آن سر مبارک، آن دختر را میبوسید و مهربانی میکرد و میفرمود که: «ای روشنی چشم من، صبر کن، پس آنچه بر ما وارد میشود، سبب شفاعت است از برای گناهکاران در روز قیامت».
منبع
کتاب وسیلة الفردوس (نسخۀ کتابخانۀ آیتالله مرعشی به شمارۀ ۸۲۸)، برگ ۳۸۵ سمت چپ. چون مصنّف کتاب این جریان را در مباحث مربوط به حضور در شام نوشته و ظاهر حدیث هم همین مطلب را میرساند، ما هم در مطالب بخش شام قرار دادیم.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات