علت زنده گذاشتن عده ای در کربلا توسط امام حسین علیه السلام

4 دقیقه
,
نقل اول

قد ذكر بعض من عاصرنا في كتابه في علم الاخلاق المسمّى بـ«منهاج السالكين» أنّه قد نقل: أنّ الحسين عليه السلام يوم طفّ كربلاء كان ينظر في عمود النور الذي يكون عند الإمام عليه السلام إلى أصلاب أعدائه، فمن رأى في صلبه مؤمناً تركه، و هم الذين تألّبوا عليه فقتلوه، و لولا ذلك لأفناهم عن آخرهم، و عليه تأويل قوله تعالى: «لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا» [الفتح: ۲۵]

ترجمه

به تحقیق ذکر کرده بعضی از معاصرین ما در کتاب خود که در علم اخلاق است و اسم آن «منهاج السالکین» است که به تحقیق نقل کرده‌اند که: حضرت حسین علیه‌السلام در روز طف به کربلا، نظر می‌کرد در عمود نور که در نزد امام می‌باشد به اصلاب دشمنان خود، پس هرکسی که در صلب او مؤمنی را می‌دید، او را ترک می‌کرد و نمی‌کشت، و اگر این نبود هرآینه ایشان را فانی می‌ساخت، و به این مبنی است تأویل قوله تعالی: «لَوْ تَزَيَّلوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَاباً الیماً؛ [اگر مؤمنان از کافران جدا بودند یقیناً کافران را به عذابی دردناک عذاب می‌کردیم]».

منبع

کتاب اسرارالشهادة، ج۲، ص۷۱۵. ترجمه از انوارالسعادة، ج۲، ص۱۲۶۸.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نقل دوم

و في كتاب «المجلّى»: روي أنّ الحسين عليه السّلام كان يوم الطّفّ إذا حمل على عسكر ابن زياد، يقتل بعضاً و يترك آخرين مع تمكّنه من قتلهم، فقيل له في ذلك، فقال: «كشف عن بصري، فأبصرتُ النّطف الّتي في أصلابهم، فصرفت عمّن يخرج مِن نطفته مَن هو من أهل الإيمان، فتركته عن القتل لاستخلاص تلك الذّريّة منه، و رأيت من لم يخرج منه نطفة صالحة فقتلته».

أقول: حدّثني بعض الأثبات: أنّه رأى في بعض الكتب: أنّ زين العابدين عليه السلام قال: «رأيت كافراً قد ضرب في خاصرة أبي برمحه فلم يقتله أبي، فلمّا انتقلت الإمامة إليّ عرفت أنّ ذلك الكافر كان في صلبه من يحبّنا أهل البيت».

ترجمه

و در کتاب «مجلی» روایت شده که: حسین علیه‌السلام در روز کربلا زمانی که به لشکر ابن زیاد حمله کرد، بعضی را می‌کشت و بعضی را ترک می‌کرد، با اینکه از کشتن ایشان متمکن بود. در این خصوص به او گفتند، گفت: «از چشم من پرده برداشته شد، نطفه‌هایی که در پشت ایشان بود دیدم، پس صرف‌نظر نمودم از کسی که خارج می‌شد از نطفۀ او کسی که از اهل ایمان است، پس ترک کردم او را برای خالص‌شدن آن ذریه از او، و دیدم کسی را که از او نطفۀ صالحه خارج نمی‌شود، او را کشتم».

می‌گویم خبر داد به من بعض موثّقان که او دیده است در بعض کتب از امام زین‌العابدین علیه‌السلام که گفت: «کافری را دیدم که از تهیگاه پدرم به نیزه خود زد، پدرم او را نکشت، وقتی که امامت به من منتقل شد دانستم که در پشت آن، کسی بود که ما اهل‌بیت را دوست می‌داشت».

منبع

کتاب اسرارالشهادة، ج۳، ص۱۷. ترجمه از انوارالسعادة، ج۲، ص۱۳۴۲. حدیث اول در النجم الثاقب محدث نوری (مسجد جمکران)، ص۳۲۶ به نقل از محبوب القلوب لاهیجی آمده است.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نقل سوم

[بعد از نقل دو مطلب بالا] و بعضی ذکر کرده است که امام زین‌العابدین علیه‌السلام عرض کرد به سیدالشهداء علیه‌السلام در وقت رجوعش به خیمه‌ها بعد از چند حملۀ او از مقاتلات و مجاهداتش: «یا أبتاه، و یابن رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله، من مکرر می‌دیدم که یک نفر از کفار اعداء [را] می‌کشتی و ده نفر را نمی‌کشتی، پس این چه معنی دارد و چه سرّ دارد»؟ پس آن امام علیه‌السلام فرمود: «سرّ این برای تو منکشف و معلوم می‌شود در وقت عصر».

پس مقصود امام علیه‌السلام از انکشاف سرّ و حقیقت حال برای سیدالساجدین علیه‌السلام در وقت عصر، این است که وقت عصر بعد از شهادت آن امام مظلوم علیه‌السلام عمود نور منتقل می‌شود به سیدالساجدین علیه‌السلام؛ زیرا آن مواریث امامت و خلافت است و آخر آن اشیاء است که از امام سابق به امام لاحق می‌رسد، پس بعد از انتقال این عمود نور، هرچه امام سابقه می‌دید به سبب این عمود امام لاحق نیز او را خواهد دید. پس وقت عصر عاشورا معلوم و منکشف شد برای سیدالساجدین علیه‌السلام سرّ اینکه جناب سیدالشهداء علیه‌السلام جماعاتی را از لشکر کفار به قتل رسانید و سرّ اینکه جماعاتی را به قتل نرسانید و آن‌ها را زنده و باقی گذاشت.

منبع

جواهر الایقان، ص۶۰۴.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *