معرفی کتاب اسرار الشهادة مرحوم دربندی و ترجمۀ آن انوار السعادة

23 دقیقه
,
فهرست
معرفی نویسنده

آقا دربندی فقیه، اصولی و واعظ پرنفوذ شیعی امامی متولد ۱۲۰۸ و متوفی ۱۲۸۵ یا ۱۲۸۶ قمری است. برای مطالعۀ بیشتر به کتاب «ملا آقا دربندی و مقتل‌نگاری» نوشتۀ رسول جعفریان و سایت ویکی‌شیعه رجوع کنید.

قبل از ادامۀ بحث به این نکته دقت شود که انوارالسعادة ترجمۀ کتاب اسرارالشهادة مرحوم دربندی است، ان‌شاءالله در این صفحه برای سهولت مراجعۀ بزرگواران هم به کتاب اصلیِ عربی (اسرارالشهادة)، و هم به ترجمۀ آن (انوارالسعادة) ارجاع می‌دهیم، و اگر ترجمه‌ای هم نقل کنیم، متن کتاب انوارالسعادة است. ان‌شاءالله توضیحات بیشتر در مورد هر دو کتاب در ادامۀ مطلب ذکر می‌شود. همچنین دقت شود نقل نظرات مرحوم دربندی در این صفحه به معنای پذیرش همۀ آن نیست.

اما چند نکتۀ مختلف در مورد مصنّف:

  • در اسرارالشهادة، ج۱، ص۳۰۳ و انوارالسعادة، ج۱، ص۲۸۸ از سفرش به بغداد و مهمان‌شدن نزد آلوسی (مفسّر معروف) و داستان مناظره‌اش با یکی از علمای سنی را بیان می‌کند.
  • در اسرارالشهادة، ج۲، ص۷۱۹ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۲۷۰ مطلبی نقل می‌کند که نشان می‌دهد روضه‌خوان بزرگی بوده است: «قد شاهدتُ في بعض السنين في شهرَي المحرّم و صفر في الحسينيّة التي أنا كنتُ أذكر فيها مصائب آل الرسول صلى الله عليه و آله جماعةً من أهل الإيمان و معشر الإيقان، أنّه قد حصل لهم من كثرة البكاء و الجزع و شدّة اللوعة و الحرقة الإغماءُ و الغشية، حتى أنّ من غشية جمع منهم كانت تمتدّ إلى مدّة أربع ساعات بل أزيد، و كأنّي لا أنسى أنّ هذه الحالة الحميدة قد حصلتْ لهم عند تحديثي و بياني لما يتعلّق بشهادة عليّ الأكبر و لما حصل لآل الرسول و لا سيّما لسيّد الشهداء عليه السلام عند شهادته؛ در برخی از سال‌ها در دو ماه محرّم و صفر، در حسینیه‌ای که من آنجا برای جمعی از اهل ایمان و یقین، مصائب آل رسول صلی الله علیه و آله را ذکر می‌کردم، شاهد بودم که از شدّت گریه، ناله، اندوه، و حرارتِ غم و درد، حالتِ غش و بی‌هوشی بر آنان مستولی می‌گشت، به‌گونه‌ای که برخی از آن‌ها تا مدت چهار ساعت و حتی بیشتر در حالت غش باقی می‌ماندند. گویی هیچ‌گاه این صحنۀ شایسته را فراموش نمی‌کنم که این حالِ نیک هنگام بازگویی و بیانِ ماجرای شهادتِ علی‌اکبر علیه‌السلام و نیز هنگام بیانِ حزنی که بر آل رسول، به‌ویژه بر سیدالشّهدا علیه‌السلام در هنگام شهادت حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام واقع شد، برای ایشان حاصل می‌گردید». چون ترجمۀ انوارالسعادة ذیل این جمله ضعیف بود، ترجمه‌ای از خودمان ذکر شد. داستان بالا دلالت دارد که قدمت وجود «حسینیه» حداقل به بیش از ۱۵۰ سال قبل برمی‌گردد.
معرفی کتاب

«اِكْسیرُ الْعبادات فی اَسْرارِ الشّهادات» مشهور به «اسرارُالشّهادة» کتابی است در موضوع امام حسین علیه‌السلام و عاشورا که نویسنده، حادثۀ عاشورا را در این کتاب به‌تفصیل شرح داده و در مواردی اتفاقات عاشورا را با تحلیل و استدلال ذکر کرده است. (برای مطالعۀ بیشتر به ویکی‌شیعه رجوع کنید)

نکات مختلف در مورد کتاب:

  • دربندی در اسرارالشهادة ج۱، ص۴۶ و انوارالسعادة ج۱، ص۴۱ می‌گوید: «فشرعتُ أوّلاً في تصنيف المجالس، فلمّا أتمتُها شرعتُ في تصنيف المقدّمات فوضعتُها بعد تمامها في أوائل الكتاب؛ شروع کردم اولاً در تصنیف مجالس و وقتی که تمام کردم آن‌ها را، شروع نمودم به تصنیف مقدمات و وضع نمودم آن‌ها را بعد از اتمام در اوایل کتاب». پس دیباچۀ کتاب بعد از نوشتن کتاب است و مقدمات هرچند ابتدای کتاب‌اند، ولی از لحاظ زمانی بعد از مجالس نوشته شدند.
    • در اسرارالشهادة ج۱، ص۴۶ و انوارالسعادة، ج،۱ ص۵۶۹ هم به همین مطلب اشاره کرده: «فاعلم أوّلاً أنّ تصنيف هذه المقدّمات المذكورة في هذا الكتاب، إنّما وقع بعد تصنيف مجالس هذا الكتاب و الفراغ عنها؛ پس بدان تصنیف مقدمات که در این کتاب ذکر گردیده بعد از تصنیف مجلس این کتاب و فراغ از آن‌ها اتفاق افتاد».
  •  یکی از اشکالات معروف به این کتاب وجود روایات ضعیف و جعلی است، اما باید دقت داشت که در اسرارالشهادة ج۱، ص۱۱۱ و انوارالسعادة، ج۱ ص ۱۶۰ می‌گوید مطالب کتاب را از کتب معتبره گرفته، نه هر کتابی؛ درنتیجه مطالب این کتاب حداقل از نظر مرحوم دربندی معتبر بوده است: «… ثمّ أنّي لم أذكر في كلّ مقام إلا قسطاً وافراً من أخباره ، و لم أشر في كلّ عنوان إلّا إلى جملة كثيرة من رواياته من الأخبار و الروايات التي ظفرتُ بها في الكتب المعتبرة عندي، أ ما ترى أنّي لم أذكر في هذا العنوان الخبرَ المشهور و الدائر في الألسنة من «أنّ جمعاً من الملائكة يكون في أيديهم آنية من الزجاجات فيدورون في مجالس ذكر مصائب آل محمد صلی الله عليه و آله و يلتقطون دموع الباكين، و يصبّونها في الزجاجات و يحفظونها و يدّخرونها ليوم القيامة، فإنّها يمزج بها مأكل أهل الجنة و مشاربها لتزيد لذّتها»؛ لأنّي لم أظفر بذلك في كتاب من الكتب المعتبرة؛… در هر مقام از آن‌ها ذکر نکرده‌ایم مگر قسط وافری از اخبار، و اشاره نکرده‌ام در هر عنوان مگر به‌قدر بسیاری از روایات آن‌چنانی که مطلع شده‌ام بر آن‌ها از کتب معتبره که نزد من بوده. آیا نمی‌بینی که در این عنوان ذکر نکرده‌ام خبر مشهوری را که در زبان‌ها معروف است که «به‌درستی جمعی از ملائکه در دستشان ظرف‌هایی است از شیشه‌ها و در مجالس ذکر مصائب آل محمد می‌گردند و سرشک گریه‌کنندگان را اخذ و جمع می‌کنند در همان شیشه‌ها و حفظ می‌کنند و نگه می‌دارند برای روز قیامت و ممزوج نمایند آن‌ها را به طعام و شراب بهشتی تا موجب زیادتی لذایذ آن‌ها گردد»؛ به جهت اینکه مطلع نشده‌ام به وی در کتب معتبره بود».
    • هرچند اینجا می‌گوید در کتب معتبره این مطلب را پیدا نکرده، ولی در اسرارالشهادة، ج۱، ص۶۸۹ و انوارالسعادة، ج۱، ص۶۱۰ اشاره می‌کند که از منتخب طریحی پیدا کرده و بعد حدیث را نقل می‌کند.
    • در اسرارالشهادة، ج۱، ص۶۱۳ و انوارالسعادة، ج۱، ص۵۶۹ در مقدمۀ یازدهم به‌شدت کذب در نقل مقتل را رد می‌کند و به مردم ایراد می‌گیرد که چرا به دروغ‌گویی روی آورده‌اند.
    • در اسرارالشهادة، ج۱، ص۶۱۷ و انوارالسعادة، ج۱، ص۵۷۳ اشاره کرده که دروغ در روضه‌ها حرام است و اگر خودش وسعت به خرج داده، علم به دروغ نداشته: «أن لا تكون مقطوعة الكذب و الوضع؛ مقطوع الکذب و الوضع نباشد».
    • در جاهای مختلف بعضی مطالب بعضی از مقاتل را نقد و رد می‌کند و این نشان می‌دهد که این‌گونه نیست که همه‌چیز را بپذیرد، مانند اسرارالشهادة، ج۲، ص۷۷۲ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۳۱۶.
  • در اسرارالشهادة، ج۱، ص۶۱۳ و انوارالسعادة، ج۱، ص۵۶۹ به‌صورت مفصل منابع کتاب را در ذکر کرده.
  • در اسرارالشهادة، ج۱، ص۶۲۶ و انوارالسعادة، ج۱، ص۵۷۹ علت تصنیف کتاب و نام پدرزنش را می‌گوید.
  • مصنّف در جای‌جای کتاب با عنوان «تذنیب» مطالب را شرح می‌دهد و احیاناً نظرات اجتهادی خودش را بیان می‌کند. این شرح روایت و مقتل را از نکات قوت دربندی گفته‌اند. خود نویسنده در اسرارالشهادة، ج۱، ص۶۲۵ و انوارالسعادة، ج۱، ص۵۷۸ به همین شرح مقتل اشاره کرده و گفته از مزیّت‌های کتاب است.
  • در اسرارالشهادة، ج۱، ص۶۲۹ و انوارالسعادة، ج۱، ص۵۸۰ گفته کسی مطالب کتاب را سرقت نکند و به اسم خودش نسبت ندهد و همچنین نسخه‌هایی که به دستتان می‌رسد، با نسخۀ اصل مقابله کنید که مغلوط نشود؛ علت را این‌گونه می‌گوید: «فإنّ الكتاب المغلوط ضرره أكثر من نفعه؛ زیرا کتابی که مغلوط شد، ضرر او از نفعش بسیار است».
    • در اسرارالشهادة، ج۳، ص۹۲۰ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۹۸۳ دوباره تذکر می‌دهد که مطالب کتاب را حتماً به خودش نسبت دهند و ذاکرها نگویند این مطلب را ما فهمیدیم، و همچنین می‌گوید کتاب را براساس نسخۀ صحیح آن بخوانید.
    • این تذکر در جای دیگر کتاب هم هست: در اسرارالشهادة، ج۲، ص۷۵۳ و انوارالسعادة، ج ۲، ص ۱۲۹۷ می‌گوید: «اعلم أنّ جملة من الأمور التي اُشير إليها هاهنا هي على طبق الاستنباطات الدقيقة من الكتاب و السنّة و فقرات جملة من الزيارات و الادعية، و ملاحظة جملة من الاخبار الواردة في مقامات اخر، فكلّ من ينقل عن هذا الكتاب يجب عليه مراعاة سياق كلامي، و ملاحظة طراز الاحتجاج و الاستنباط، و لا يجوز له التعدّي عن الطراز المذكور في الكتاب؛ فإنّه يقضي إلى الكذب المحرّم المؤكّد حرمته في مثل هذه العبادة؛ بدان که بعضی از اموری که به آن‌ها اشاره شد در اینجا، آن‌ها بر طبق استنباط‌های دقیقه است از کتاب و سنت و فقرات بعضی از زیارات و ادعیه و ملاحظۀ بعضی از اخبار که در مقامات دیگر وارد گشته، پس هرکسی که از این کتاب نقل می‌کند بر او واجب است که مراعات میان کلام در ملاحظۀ طرز احتجاج و استنباط را نماید، و جایز نیست او را که تجاوز نماید از طرزی که در این کتاب مذکور است؛ زیراکه آن منقضی می‌شود بر کذب محرّم آن‌چنانی که حرمت آن در مثل این عبادت مؤکد است».
    • در اسرارالشهادة، ج۲، ص۷۵۷ و انوارالسعادة، ج ۲، ص۱۳۰۲ می‌گوید: «أيّها العارفون المؤمنون، ناشدتُكم بالله و رسوله و بحقّ الوليّ المطلق، إذا نسبتم شيئاً مما ذكرتُ فانسبوه إليّ و انقلوا عنّي على النهج الذي قررتُ، و لستم في حلّ منّي اذا غيّرتم مطالبي و نسبتم إليّ ، و وردتْ الأخبارُ الخاصّة و الآثار المخصوصة في هذه الأمور، فإنّما ذكرتُ إنّما هو بالنظر إلى الإستنباط الدقيق، فإنّ أمثال هذه الاستنباطات جائزة لأهلها من حملة العلوم  و حذقة الفنون، بل أن تفوقهم على غيرهم من أهل العلوم إنّما هو بحسب دقّة النظر و رقّة الاستنباط؛ ای عارفان مؤمنان، شما را قسم می‌دهم به خدا و رسول او صلی الله علیه و آله و به حق ولی مطلق، وقتی که نسبت دادید به من چیزی را از آنچه ذکر کردیم، نسبت آن را به من دهید و نقل کنند آن را از من به طریقی که تقریر کردم و حلال نمی‌کنم شما را وقتی که مطالب مرا تغییر داده و به من نسبت دهید در او اخبار خاصه و آثار مخصوصه را در این امور مخصوصه؛ زیرا آنچه ذکر کردم نظر به استنباط دقیق است، و امثال این استنباط جایز است بر اهل آن از حاملان علوم و حاذقان فنون، بلکه زیادتی ایشان بر غیر ایشان از اهل علوم به حبّ دقت نظر و رقّت استنباط است».
  • در انوارالسعادة، ج۱، ص۳۶۱ تذییل دوم از مقدمۀ هشتم تمام می‌شود و در صفحۀ بعد تذییل سوم شروع می‌شود. اما این تذییل سوم در اسرارالشهادة نیست و در اسرارالشهادة، ج۱، ص۳۸۵ وقتی تذییل دوم تمام می‌شود، مقدمۀ نهم را شروع می‌کند. ظاهراً نسخه‌ای که در دست مترجم بوده با نسخۀ چاپ شده متفاوت است، یا این تذییل سوم از مترجم است، یا مصحّحان کتاب بعضی مطالب را حذف کردند.
    • به‌هرحال در این تذییل سوم در ج۱، ص۳۸۲ ذکر می‌کند که در ۲۰ سالگی تبریز بوده و مردم او را به علم و ذهن قوی می‌شناختند و نهج‌البلاغه تدریس می‌کرده و خوابش با ابن ابی‌الحدید را نقل کرده است. پس باتوجه‌به اینکه این تذییل سوم را از چه کسی بدانیم، صاحب این جریان هم متفاوت می‌شود.
    • چند نکتۀ بعدی دلیل است که مرحوم دربندی در طول مدت مطالبی را به کتابش اضافه می‌کرده و احتمالش وجود دارد که بعضی از نسخه‌ها از اضافه‌های بعض نسخ دیگر خالی باشد:
      • در اسرارالشهادة، ج۲، ص۳۹۵ و انوارالسعادة، ج۲، ص۹۹۹ می‌گوید مطالب ذیل مباحث حضرت قاسم علیه‌السلام را بعد از دو سال از نوشتن کتاب اضافه کرده است.
      • در اسرارالشهادة، ج۲، ص۴۸۵ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۰۷۳ ذکر می‌کند بیماری شدیدی داشت و بعد از آن بیماری این مطالب را به کتاب اضافه کرد.
      • در انوارالسعادة، ج۲، ص۱۲۴۷ داستان کشتی‌گرفتن پیامبر صلی الله علیه و آله و ابوجهل را نقل می‌کند، اما این مطلب در اسرارالشهادة مطبوع فعلی نیست. برای بررسی به اسرارالشهادة، ج۲، ص۷۰۵ به بعد رجوع شود. به‌هرحال این مطلب در کتاب الانوار فی مولد النبی صلی الله علیه و آله (نشر الشریف الرضی)، نوشتۀ احمد بکری، ص۲۲۷: «حديث صراع النّبيّ صلّى اللّه عليه و آله مع أبي جهل لعنه الله» آمده است.
      • در انوارالسعادة، ج۲، ص۱۵۴۴ در انتهای فصل ۲۱ جریان سر شریف حضرت قاسم علیه‌السلام را از کتاب بحر انساب نقل می‌کند، اما این متن در اسرارالشهادة مطبوع نیست، بلکه در ج۳، ص۲۹۲ فصل ۲۱ تمام می‌شود.
      • در انوارالسعادة، ج۲، ص۱۹۰۲ جریانی در مورد ابوالشرور می‌آورد، اما در اسرارالشهادة، ج۳، ص۸۱۸ این جریان وجود ندارد.
  • در اسرارالشهادة، ج۳، ص۸۶ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۴۰۵ بعد از اینکه جریان شهادت امام حسین علیه‌السلام را طبق نقل مشهور ذکر می‌کند و ریز جزئیات و مطلب خاصی نمی‌گوید، علت را این‌گونه بیان می‌کند: «… على نهج زايد على ما ذكرتُ لا أجترأ و لا أجتسر على كتابته بالقلم…؛ … بیان این کیفیت بر نهجی که زاید است بر آنچه ذکر کردم که جرئت و جسارت نمی‌کنم در نوشتن آن به قلم…».
  • در اسرارالشهادة، ج۳، ص۹۱۹ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۹۸۲ اشاره می‌کند که کتاب را در نیمۀ ذی‌القعدۀ سال ۱۲۷۲ قمری تمام کرده و از آغاز تا اتمامش ۱۸ ماه طول کشیده است.
  • کسی که کتاب اسرارالشهادة را کامل بخواند، متوجه می‌شود نویسندگی مرحوم دربندی حداقل در این کتاب ضعیف است.
بعضی منقولات

ان‌شاءالله در اینجا به بعضی از مطالب خاص کتاب فقط اشاره می‌کنیم:

  • در اسرارالشهادة، ج۲، ص۲۷۱ و انوارالسعادة،ج۱ ص۸۲۰ در مجلس هفتم تا انتهای آن جریان شهادت اصحاب را از کتاب فردی به اسم «شهاب‌الدین عاملی» نقل می‌کند و بعد اشاره می‌کند که به این نسخه چگونه رسیده و ذکر می‌کند به‌خاطر نقل مطالب غریبه احتمال دروغ‌گویی در آن زیاد است. در ادامه می‌گوید اگر اشکال شود چرا این مطالب را نقل کردی و این مطالب باعث تدلیس می‌شود، پاسخ می‌دهد آنچه نقلش حرام است، مطلب دروغ یقینی است، نه ظن به دروغ و همچنین چون ما ذکر کردیم این نسخه اوضاعش چگونه است، پس تدلیس هم وجود ندارد.
  • در اسرارالشهادة، ج۲، ص ۵۷۷ – ۶۱۰ و انوارالسعادة، ج۲، ص ۱۱۳۳ – ۱۱۸۱ مطالب بسیار دقیق و جزئی از جریان هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می‌کند.
  • در انوارالسعادة، ج۲، ص۱۲۴۷ داستان کشتی‌گرفتن پیامبر صلی الله علیه و آله و ابوجهل را نقل می‌کند.
  • در اسرارالشهادة، ج۲، ص۷۹۰ و انوارالسعادة، ج۲، ص ۱۳۲۶ – ۱۳۲۹ دیدار یکی از علما با زعفر جنی را تعریف می‌کند.
  • اسرارالشهادة، ج۳، ص۱۴ و انوارالسعادة، ج ۲، ص۱۳۳۸ نامۀ فاطمه بنت الحسین علیهماالسلام از مدینه و رسیدن نامه در روز عاشورا به امام حسین علیه‌السلام را نقل کرده است.
  • در انوارالسعادة، ج۲، ص۱۵۴۴ در انتهای فصل ۲۱ جریان سر شریف حضرت قاسم علیه‌السلام را از کتاب بحر انساب نقل می‌کند.
  • در اسرارالشهادة، ج۳، ص۷۸۱ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۸۶۴ مطلبی در مورد خون درآمدن درختی در زرآباد قزوین نقل می‌کند که طبق نقل پاورقی، بعضی از اعضای  گروه مؤسسۀ طوبای محبت هم آن را دیدند.
  • در انوارالسعادة، ج۲، ص۱۹۰۲ جریانی در مورد ابوالشرور می‌آورد.
نظرات

ان‌شاءالله در این قسمت بعضی از نظرات نویسنده ذکر می‌شود:

  • در اسرارالشهادة، ج۱، ص۱۷۳ و انوارالسعادة، ج۱، ص۲۰۲ در مقدمۀ چهار مرحوم دربندی می‌گوید غنا در عزاداری عیبی ندارد؛ البته در انتهای مقدمه مترجم می‌گوید عیب دارد و اشکال مناسبی به مصنف می‌گیرد.
  • در اسرارالشهادة، ج۱، ص۱۸۹ و انوارالسعادة، ج۱، ص۲۱۲ گفته اینکه در تعزیه مردان لباس زنانه بپوشند، حرام است.
  • در اسرارالشهادة، ج۱، ص۲۰۱ و انوارالسعادة، ج۱، ص۲۱۶ قصه‌ای را نقل می‌کند که در هند عده‌ای در تعزیه و به‌خاطر فشار مصیبت، خود را کشتند. بعد درصدد برمی‌آید که حتی اگر گناهکار هم باشند،  بخشیده می‌شوند.
  • در اسرارالشهادة، ج۱، ص۲۳۱ و انوارالسعادة، ج۱، ص۲۳۷ خواب را حجت می‌داند؛ یعنی اگر ببینید معصوم علیه‌السلام در خواب فلان کار را کرد، حجت است. در اسرارالشهادة، ج۲، ص۵۶۲ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۱۲۱ می‌گوید که کلام معصومین علیهم‌السلام در خواب حتی اگر احکام شرعی باشد، مثل بیداری حجت است.
  • در اسرارالشهادة، ج۱، ص۶۸۹ و انوارالسعادة، ج۱، ص۶۱۰ اشاره می‌کند که ما حق نداریم روایات را رد کنیم، ولو ضعیف‌السند باشد.
  • در اسرارالشهادة، ج۲، ص۳۸ و انوارالسعادة، ج۱، ص۶۳۹ نظر می‌دهد که صلوات باعث رفعت درجۀ معصومین علیهم‌السلام می‌شود.
  • در اسرارالشهادة، ج۲، ص۳۵۷ و انوارالسعادة،ج۱ ص۹۱۶ می‌گوید این‌همه جنگ و کشته با ساعت‌های معمولی قابل اتفاق نیست، بلکه ساعت عاشورا باید ۷۲ ساعت باشد.
  • در اسرارالشهادة، ج۲، ص۴۶۹ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۰۶۲ اشاره می‌کند که گریۀ بر امام حسین علیه‌السلام از گریۀ بر خدای متعال افضل است.
    • در اسرارالشهادة، ج۳، ص۶۷۰ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۷۸۰ می‌گوید: «و لا يخفى عليك أنّ لهذا الكاشف كاشفاً آخر ، و هو أنّ البكاء و النحيب على الحسين روحي له الفداء و هكذا اقامة المأتم و التعزية له و زيارته، أفضل و أشرف من جميع الطاعات و العبادات؛ و مخفی نماند بر تو که برای این کاشف است و آن اینست که گریه و نوحه کردن بر حسین و همچنین اقامه‌نمودن ماتم و تعزیه برای او و زیارت نمودن او افضل و اشرف است از جمیع طاعات و عبادات».
    • نویسندۀ کتاب وسیلة الفردوس (نسخۀ خطی به شمارۀ ۸۲۸ در کتابخانۀ آیت‌الله مرعشی)، ص۴۸ داستانی در مورد روضه‌خوانی پدرش نقل می‌کند که در حین سخنرانی گفت گریه بر سیدالشهدا علیه‌السلام از اعمال مستحبه بالاتر است که مرحوم دربندی از بین جمع بلند شد و گفت: «ای آخوند، هیچ مترس و خوف مدار، بگو در اعمال واجب هم چنین است». (برای مطالعه اینجا کلیک کنید)
  • اسرارالشهادة، ج۲، ص۵۲۳ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۱۰۶: «فاعلم أنّه قد مرّت الإشارة إلى أنّ فضائل العبّاس و مناقبه خارجة عن حد الإحصاء و الإستقصاء، و أنّه بعد الحجج الطاهرين عليهم السلام لا يبلغ درجته أحد وإن كان مثل سلمان و أبي ذرّ و المقداد، نعم يقرب من درجته عليّ الأكبر روحي له الفداء…؛ بدان که اشاره رفت بر اینکه فضایل و مناقب جناب عباس خارج از حد احصاء و استقصاست، و بعد از حجج طاهرین کسی به درجه او نمی‌رسد اگرچه مرتبه سلمان و ابوذر و مقداد باشد. بلی قریب است به درجۀ او درجۀ جناب علی‌اکبر…».
  • در اسرارالشهادة، ج۲، ص۶۳۳ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۱۹۴ می‌گوید صبر حضرت زینب علیهاالسلام از صبر حضرت ایوب علیه‌السلام بیشتر است.
  • در اسرارالشهادة، ج۲، ص۶۸۵ و انوارالسعادة، ج۲، ص ۱۲۲۸: می‌گوید: «أنّه لو عاش بعد أبيه الحسين عليه السلام لكان هو الإمام و ذلك الموضع من مواضع البداء…؛ هرگاه علی‌اکبر علیه‌السلام بعد از پدرش حسین علیه‌السلام زندگانی می‌کرد، هرآینه او امام بود و این موضوع از مواضع بداء است …».
  • در اسرارالشهادة، ج۲، ص۶۸۵ و انوارالسعادة، ج۲، ص ۱۱۲۹ می‌گوید: «أنّه كان أفضل من جميع حواريّ رسول الله صلی الله عليه و آله و هم سلمان، و أبو ذر، و المقداد، و من جميع حواري أمير المؤمنين عليه السلام و هم عمرو بن الحمق الخزاعي، و ميثم التمّار، و أويس القرنيّ، و محمّد بن أبي بكر، بل من حمزة سيّد الشهداء، و جعفر الطيّار أيضاً؛ او [حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام] از جمیع حواریین رسول خدا صلی الله علیه و آله که ایشان سلمان و ابوذر و مقدادند، افضل بود، بلکه از حمزه سیدالشهداء و جعفر طیار علیهم‌السلام نیز افضل بود».
  • در اسرارالشهادة، ج۳، ص۳۹ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۳۶۴ نظرش در مورد تعداد کشته‌ها توسط امام حسین علیه‌السلام را می‌گوید و بعد اشاره می‌کند که آفتاب ۷۲ ساعت بود و می‌گوید که یکی از علما دراین‌باره رساله‌ای نوشته و روایتی نقل کرده است.
  • در اسرارالشهادة، ج۳، ص۱۱۲ و انوارالسعادة، ج ۲، ص۱۴۲۴ علت باریدن خاک را دعای امام حسین علیه‌السلام نقل می‌کند: «فاعلم أنّ هاهنا سرّاً لطيفاً شعشعانياً و إشارة لطيفة روحانية، و بيان ذلك أنّه كما قد علم أنّ جملة من الأخبار قد نطقت بإمطار السماء دماً عبيطاً، فكذا قد علم أنّ جملة منها قد نطقت بإمطار السماء تراباً أحمر و رماداً، فإذا لاحظتَ ذلك علمتَ أنّ هذا من قِبَل الله ربّ العزة – جلّ جلاله و عمّ نواله – إيجاد مصدّق لقول سيّد الشهداء – روحي و أرواح العالمين له الفداء، جسمي و جسم العالمين له الوقاء – بعد شهادة ولده عليّ الأكبر عليه سلام الله الملك الأكبر: «على الدنيا بعدك العفا يا ولدي» فقد أثّر كلامه عليه السلام تأثيراً ظاهراً و باطناً، سرّاً و علناً؛ چون همۀ این‌ها را شناختی بدان که در اینجا سرّ لطیف شعشعانی و اشارۀ لطیفۀ روحانی هست و بیانش اینست چنان‌که معلوم شد که بعضی از اخبار ناطق است به باریدن آسمان خون تازه و همچنین معلوم شد که بعضی از آن‌ها ناطق است به باریدن آسمان خاک سرخ و خاکستر، پس زمانی که این را ملاحظه کردی می‌دانی که این از جانب خدای ربّ العزة – جلّ جلاله و عمّ نواله – ایجادکردن مصداق قول سیدالشهدا – روحی و روح العالمین فداه و جسمی و جسم العالمین له الوقاء – است بعد از شهادت فرزندش علی‌اكبر سلام الله الملک الاکبر: «على الدنيا بعدك العفا يا ولدی؛ [ای علی، بعد از تو خاک بر دنیا]»، پس به تحقیق تأثیر نمود کلامش تأثیر ظاهر و باطن».
  • اسرارالشهادة، ج۳، ص۱۱۳ و انوارالسعادة، ج ۲، ص۱۴۲۴: «… أنّ الدنيا إنّما خلقت مأدبة تعزية و بكاء و مجلس مصيبة لسيّد الشهداء روحي له الفداء…؛ … دنیا خلق شده است مجلس تعزیه و مصیبت برای سیّدالشهدا…».
  • اسرارالشهادة، ج۳، ص۱۳۷ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۴۴۰ نظرش در مورد شهربانوی حاضر در کربلا و انداختن خودش در آب را بیان می‌کند.
  • اسرارالشهادة، ج۳، ص۱۳۹ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۴۴۲ می‌گوید اینکه لباس‌های امام علیه‌السلام را غارت کردند، شامل عورت نمی‌شود و به‌شدت رد می‌کند.
  • اسرارالشهادة، ج۳، ص۳۲۲ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۵۷۷ می‌گوید جایز نیست کسی بگوید مخدّرات بدون روسری و مکشوف‌الرأس بودند و خواندن این روضه جایز نیست. در اسرارالشهادة، ج۳، ص۳۶۳ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۶۰۰ هم همین مسئله را می‌گوید.
  • اسرارالشهادة، ج۳، ص۳۳۱ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۵۸۴ در مورد سرشکستن حضرت زینب علیهاالسلام و جواز این کار صحبت می‌کند. در قسمتی از صحبت‌هایش می‌گوید: «فقد بان من ذلك كلّه أنّ الحكم بالجواز ممّا لا يخلو من قوّة، و لا سيّما إذا لوحظ ما في المصار في جميع الاعصار ما يفعله جمع من شبّان الشيعة بل و كهولهم و شيوخهم أيضاً مِن لطمهم صدورهم و جباههم و رؤوسهم بالحجر و الحديد و نحو ذلك، حتّى تدمي هذه الأعضاء و تجرح في محضر من أكابر الدين و أعاظم المذهب من العلماء و الصلحاء و هم لا يمنعوهم عن ذلك، بل يشتدّ حينئذ بكاؤهم و يعلو نحيبهم…؛ پس به تحقیق ظاهر شد از همۀ این‌ها که حکم به جواز [سرشکستن] خالی از قوت نیست، خصوصاً زمانی که ملاحظه شود در شهرها در جمیع عصرها آنچه آن را می‌کنند جمعی از جوانان شیعه، بلکه پیران و شیوخ ایشان را نیز از زدن ایشان سنگ و آهن و مثل آن‌ها را به سینه و پیشانی و سرهای خودشان را، حتی این اعضا را مجروح و خون‌آلود می‌کنند در محضر اکابر دین و اعاظم مذهب از علماء و صلحا، و ایشان آن‌ها را از این‌ها منع نمی‌کنند، بلکه در آن هنگام گریۀ ایشان شدید و ناله ایشان بلند می‌شود…».
  • اسرارالشهادة، ج۳، ص۴۵۸ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۶۶۱ در مورد تاریخی که ذکر می‌کند حضرت ام‌کلثوم علیهاالسلام قبل از واقعۀ کربلا فوت کردند، می‌گوید این روایت تقیه‌ای است و ایشان در کربلا بوده است.
  • در اسرارالشهادة، ج۳، ص۴۷۹ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۶۷۵ در مورد حجاب مخدّرات صحبت می‌کند.
  • در اسرارالشهادة، ج۳، ص۶۸۴ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۷۸۷ ذکر می‌کند این حرف که در کربلا از اهل شام و حجاز کسی نبوده، اشتباه است: «… و من هنا بان أنّ الكلمة المشهورة في الألسنة من أنّه لم يحضر في يوم الطفّ لا شاميّ ولا حجازيّ من المشهورات التي قيل في شأنها: ربّ شهرة لا أصل لها…؛ … در اینجا ظاهر شد که کلمۀ مشهوره در السنه از اینکه حاضر نشد در یوم طف نه مرد شامی و نه مرد حجازی از مشهوراتی است که در شأن آن‌ها گفته شد: ربّ شهرة لا اصل لها…».
  • در اسرارالشهادة، ج۳، ص۷۰۹ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۷۹۷ می‌گوید هرچند اسرا در انتها به کربلا آمدند، ولی آمدنشان در روز اربعین نبوده است.
  • در اسرارالشهادة، ج۳، ص۷۴۳ و انوارالسعادة، ج۲، ص۱۸۲۴ می‌گوید کلمۀ «جن» بر مؤمنین آن‌ها و «شیطان» بر کافرینشان اطلاق می‌شود، و همچنین انبیا علیهم‌السلام بر اجنه مبعوث شدند، نه فقط بر انسان‌ها. در ادامۀ همین مباحث به چند چیز دیگر اشاره می‌کند: انسان امکان معامله و حتی نکاح با اجنه را دارد و دلایل خودش را ذکر می‌کند؛ جریان کسی که نکاح را انجام داده، زیبایی آن‌ها را دیده و شیعه شده، نقل می‌کند؛ حکم شرعی ازدواج با جن‌ها و نظرات علمای سنی را نقل می‌کند.
  • در اسرارالشهادة، ج۳، ص۷۸۲ و انوارالسعادة، ج۲، ص ۱۸۶۵ در مورد عزای آتش که پابرهنه بر روی آن راه می‌روند، صحبت می‌کند.
  • در اسرارالشهادة، ج۳، ص۸۴۹ و انوارالسعادة، ج۲، ص ۱۹۱۷ در مورد مختار صحبت و از او دفاع می‌کند و می‌گوید مأذون از طرف ائمه علیهم‌السلام بوده.
معرفی مترجم

مترجم کتاب حاج میرزا حسین شریعتمداری تبریزی است و از زندگی‌نامۀ ایشان مطلبی پیدا نکردیم.

معرفی ترجمه

از کتاب اسرارالشهادة چندین ترجمه وجود دارد که یکی از آن‌ها «انوار السعادة فی ترجمة اسرار الشهادة» است.

چند نکته نسبت به ترجمه:

  • این ترجمه، کتاب اسرارالشهادة را به‌صورت کامل ترجمه کرده است.
    • مترجم در ج۱، ص۳۲ می‌گوید: «قرار ترجمه بر اینست که در اخبار و احادیث، الفاظ و عبارات عربیه را غالباً به عینه نقل نموده، بعد به ترجمه اشاره نماید و آنچه خارج از اخبار، بلکه کلام جناب مصنّف و سایر علماء اخیار باشد، اکتفا به همین ترجمه می‌شود و به‌قدر امکان تجاوز از ترجمه عین کلمات نمی‌نماید».
    • در ج۱، ص۹۰ می‌گوید: «وظیفۀ احقر در این ترجمه بر حسب خواهش جناب بانیِ طبع – زید اجلاله – همین منحصر ترجمه متن کتاب بود، بی‌آنکه به مقام تلخیص یا تعبیر یا جرح و تعدیل برآید».
    • آن بخش از ترجمۀ کتاب که گفتار مرحوم دربندی را ترجمه می‌کند، ضعیف جمله‌بندی شده و فهمش را سخت می‌کند، اما ترجمۀ احادیث و داستان‌ها خوب است.
    • در ج۲، ص۱۹۸۲ می‌گوید: «فراغ از ترجمه در متصف شهر مزبور [ذی‌القعده] از سنۀ هزار و سیصد و یازده اتفاق افتاد، و مدت اشتغال ترجمه به‌جهت کثرت اشغال و گرفتاری قریب به هجده ماه طول کشیده». پس اینکه در مقدمۀ آقای نیشابوری تاریخ ۱۳۳۱ ذکر شده، اشتباهی از قلم ایشان یا ویراستار کتاب بوده است.
چاپ و نسخ خطی

در فنخا، ج۳۵، ص۷۸۹ هفت کتاب خطی دربندی و نُه نسخۀ خطی کتاب اسرارالشهادة  در ج۳، ص۴۰۷ معرفی شده.

این کتاب توسط محمدجمعه بادی و عباس ملاعطیه جمری تصحیح و توسط دو انتشارات «شرکة المصطفی للخدمات الثقافة» در بحرین و عتبۀ امام حسین علیه‌السلام در عراق چاپ شده است. هر دو چاپ یکی هستند، ولی یکی‌دو صفحه شماره‌های صفحه‌هایشان با هم متفاوت است؛ علت تفاوت به‌خاطر چاپ آن است، نه تغییر در کتاب. مطالبی که در این صفحه و سایت از کتاب نقل می‌شود، براساس چاپ بحرین است.

کتاب انوارالسعادة به تحقیق انتشارات طوبای محبت در دو جلد چاپ شده است. در این چاپ طوبای محبت در نگارش بعضی کلمات اشکالاتی وجود دارد که معلوم نشد خود مصنّف این‌گونه نوشته، یا نسخه‌ای که از آن استفاده کردند این اشتباهات را داشته، یا سهوی از ویراستار کتاب بوده است.

توضیحات

برای دانلود کتاب اسرارالشهادة (و فایل قابل جستجوی آن)، و فهرست مطالب کتاب انوارالسعادة، سخن ناشر، بخشی از مقدمۀ عبدالحسین بندانی نیشابوری، مقدمۀ مترجم، و چند صفحه از کتاب به کانال‌های فضای مجازی ما رجوع کنید و درصورتی‌که در آنجا پیدا نکردید، به ادمین پیام دهید.

برای دیدن کتاب‌های روبه‌رو در نورلایب بر روی اسمشان کلیک کنید: اسرارالشهادة چاپ بحرین | اسرارالشهادة چاپ عراق | چاپ‌سنگی

مطالب منتخب کتاب را با کلیک اینجا پیدا کنید ان‌شاءالله.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *