اثر جراحت خاص بر بدن امام حسین علیه السلام به نقل از اسرار الشهادة

2 دقیقه
,
متن کتاب

سمعت من بعض من أثق به: أنّ ابن سعد الكافر الزنديق لعنه الله خرج من خيمته و جاء إلى مصرع الحسين و مصارع عترته و أصحابه – صلوات الله و سلامه عليه و عليهم أجمعين – و كان يتنزّه و ينظر إلى الأجساد الطيّبة، المضرّجة بالدماء، المطروحة في رمضاء كربلاء، و كان في يده شبه عصا من خيرزان [الصحيح: خيزران]، فكان يلعب و يحرّكه و يشير به إلى جسد بعد جسد، فتخطّى الشهداء إلى أن انتهى إلى جسد الإمام روحي له الفداء.

فلمّا نظر إلى جسد الإمام عليه السلام و كثرة الجراحات و آثار الضربات و الطعنات، و التفت إلى بعض من كان عنده من أصحابه لعنه الله و تنفّس مثل الصعداء، و قال: «إيه، هذا الحسين الذي كان يناغيه في المهد جبرئيل، و يفتخر بخدمته ميكائيل و اسرافيل، و كان في عصر النبيّ صلى الله عليه و آله في أكثر الأوقات على منكب النبيّ، فانظروا إلى حالته هذه»!

ثمّ لمّا فتّش ابن سعد لعنه الله في الجراحات التي كانت في الجسد الشريف وجد الأثر الذي كان في ظهر الإمام عليه السلام، فأرسل إلى زين العابدين عليه السلام فجاء فسأله عن ذلك، [فقال الإمام عليه السلام: «هذا كان ممّا ينقل الجراب على ظهره إلى منازل الأرامل و اليتامى و المساكين»].

ترجمه

از بعض ثقه شنیدم که ابن سعد کافرِ زندیق روز عاشورا وقت عصر از خیمه خود بیرون آمد رو به قتلگاه گذاشت. آن ملعون به آن بدن‌های پاکیزه که آغشته به خون به روی خاک افتاده بود نظر می‌کرد و در دست آن لعین چوب تعلیمی بود از خیزران که در دست آن را حرکت می‌داد و می‌بازید و به آن اشاره می‌کرد به ابدان مطهر شهدا، و آن ملعون در روی جسدهای مطهر شهدا قدم می‌زد تا رسید به جسد شریف امام.

چون آن بدن شریف را با آن جراحات بسیار دید، به آن کسانی که نزد آن ملعون بودند گفت: «بیایید این همان حسین است که جبرئیل گهواره‌جنبان او، و میکائیل و اسرافیل به خدمت او فخر می‌نمودند، و اکثر اوقات به دوش مبارک حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله سوار می‌شد، پس بنگرید حالت او را»!

بعد به جراحت‌های آن بدن شریف که می‌نگریست چشمش به آن زخمی که در پشت مبارک آن سرور بود افتاد. پس حضرت امام زین‌العابدین علیه‌السلام را حاضر کرده از آن حضرت وجه آن را پرسید، [و امام علیه‌السلام فرمودند: «این جراحت اثر انبانی است که شب‌ها در آن به خانه‌های مساکین و یتیمان و بیوه‌زنان طعام می‌برد»].

منبع

کتاب اسرارالشهادة، ج۳، ص۸۹۵. ترجمه از انوارالسعادة، ج۲، ص۱۹۶۰.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *