[از امام سجاد علیهالسلام] رسیده که: «بعد از اینکه خواستند ما را به نزد یزید پلید ببرند، ریسمانی آوردند و ما را مانند گوسفندانی بر آن بستند و بردند ما را به نزد یزید پلید»! میفرماید: «وَ کانَ الحَبْلُ عَلَی عُنُقِی وَ کَتِفِ عَمَّتِی أُمِّ کُلْثُوم؛ یعنی ریسمان بر گردنم و شانۀ عمهام امکلثوم بود».
ادامه مطلب