آمدن حضرت زهرا علیهاالسلام بر سر تنور خولی به نقل از عنوان الکلام
متن کتاب
واقعۀ حضرت موسی علیهالسلام را شنیدهای که بعد از اینکه مادر او را زایید، از ترس گماشتگان فرعون که گردش میکردند و هر طفل ذکوری که متولد میشد میکشتند، او را برد و در تنور پنهان نمود. خواهر آن زن از واقعه خبر نداشت، آمد و در تنور آتش افروخت و شراره آتش بلند شد. در آن اثنا گماشتگان فرعون وارد خانه شدند و در اطراف گردیدند و بر سر تنور چون آتش داشت نرفتند. بعد از اینکه آنها رفتند، مادر موسی بیتابانه آمد بر سر تنور که بر سر طفل او چه آمده، دید موسی با پارههای آتش بازی میکند و اصلاً آتش در او اثر نکرده.
عزیز من، این یک مادر بود که بر سر تنور آمد و فرزند خود را صحیحوسالم دید و مسرور شد، یک مادر دیگر هم بر سر تنور، بر سر فرزند خود آمد و آن بتول عذرا فاطمۀ زهرا بود که آمد در خانۀ خولی، اما فرق بسیار! آن فرزند صحیحوسالم و این فرزند تن در کربلا پارهپاره، و رگهای سر بریده و محاسن پرخون خضاب شده بر روی خاکستر نهاده!
آن مظلومه گویا سر را برداشته و بر سینه خود نهاده میفرمود: «نور دیده، تو را کشتند و قدر تو را نشناختند و از آب تو را منع کردند»!
نمیدانم ای مظلومه، چه حالتی در این وقت پیدا کردی، با اینکه وقتی که گیسوان او را شانه کردی میگریستی که مبادا یک شاخ مویی از سر فرزندت کنده شود، با این محبت بر تو چه گذشت که دیدی سر را از عقب بریدهاند و سنان [=نیزه] نیز بر حلقوم او گذارده، او را در چنین مقامی نامناسب جای دادند و حال اینکه بر دوش پیغمبر صلی الله علیه و آله پرورش یافته بود!
منبع
عنوان الکلام، ص۳۰۸.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات