-
آب آوری امام حسین علیه السلام در جنگ صفین به نقل از المنتخب طریحی
از لوط بن یحیی، از عبدالله بن قیس نقل شده است: من از کسانی بودم که همراه امیرالمؤمنین علیهالسلام در صفین جنگیدند. در آن هنگام، ابوایوب اعور سُلَمی آب را به تصرف خود درآورده و آن را از دسترس یاران ما بازداشته بود. مسلمانان از تشنگی شکایت کردند. امیرالمؤمنین علیهالسلام سوارانی را برای گشودن راه…
-
عبور امیرالمؤمنین در جنگ صفین از کربلا به نقل از کلمات سید العرب علیه السلام
هنگامی که امیرالمؤمنین علیهالسلام بهسوی صفّین حرکت کرد، عبدالله بن نُجَیّ از پدرش نقل میکند که امیرالمؤمنین علیهالسلام در پیِ یافتن مکانی بود که آن را میخواست، تا اینکه در آن مکان ایستاد و فرمود: «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ. رسول خدا صلیاللهعلیه راست فرمود؛ مردی که یزید او را (برای جنگ) میفرستد، او (امام…
-
عبور امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ صفین از کربلا به نقل از شیخ صدوق
از ابنعباس روایت شده است که گفت: در مسیر حرکت امیرالمؤمنین علیهالسلام بهسوی صفین، همراه ایشان بودم. چون به نینوا – که همان ساحل فرات است – فرود آمدند، با بلندترین صدای خود فرمودند: «ای پسر عباس، آیا این جایگاه را میشناسی»؟ گفتم: «ای امیرالمؤمنین، آن را نمیشناسم». فرمودند: «اگر آن را چون من میشناختی،…
-
شجاعت حضرت عباس در جنگ های دوران امام علی به نقل از معالی السبطین علیهم السلام
طریحی گفته است: حضرت عباس علیهالسلام در جنگها همراه پدرش امیرالمؤمنین علیهالسلام بود و با شجاعان عرب میجنگید و مانند شیری خشمگین با آنان پنجه درمیانداخت تا آنان را بر زمین افکنده (و میکشت). در روز صفین حضرت عباس علیهالسلام یاور و بازوی برادرش امام حسین علیهالسلام بود، هنگامی که امام حسین علیهالسلام فرات را…
1–2 دقیقه -
مقام جابر بن عبدالله انصاری به نقل از ثمرات الاعواد
روایت شده است که جابر روزی بر پیامبر صلّی الله علیه و آله وارد شد و بر او سلام کرد، پیامبر پاسخ سلامش را داد. جابر گفت: «ای رسول خدا، مرا از جایگاه سلمان فارسی آگاه کن». پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمود: «سلمان از ما اهلبیت است».
-
ورود امام حسین علیه السلام به کربلا به نقل از روضة الشهدا
[مصنّف در متن چندین بیت شعر نقل میکند که انشاءالله حذف و با علامت «…» مشخص میشود. وقتی لشکر حرّ و امام حسین علیهالسلام در مسیر بههم رسیدند و صحبتهایی شد] پس حسین برخاست و نماز دیگر[=عصر] نیز به جماعت ادا کرد که ناگاه شترسواری در رسید و نزد حرّ آمده، مکتوب ابنزیاد به وی…