نزول سورۀ یوسف در تسلّی پیامبر صلی الله علیه و آله به نقل از روضة الشهدا

متن کتاب

رکن‌الدین محمد، المشهور به «امامزاده» در ترجمۀ سورۀ یوسف که مشتمل بر روایات شریفه و محتوی بر حکایات لطیفه است آورده: در سبب نزول این سوره علمای تفسیر را اقوال است و قولی چند بیان کرده و از جمله وجهی نادر آورده که این سوره جهت تسلّی حضرت رسالت صلی الله علیه و [آله و] سلّم نازل شده. بعد از استماع واقعۀ حسن و حسین و این وجه به همان عبارات امامزاده با اندک تغییر اینجا به حَیّز تحریر در می‌آید.

[به‌علت اینکه مصنّف در اینجا جمله‌های ادبی زیادی نوشته، آن‌ها حذف می‌شوند؛ البته به معنای داستان خللی وارد نمی‌شود ان‌شاءالله] در صحایف آثار و لطایف اخبار نوشته‌اند که: روزی سیّد سادات… نشسته بود، حسن و حسین را برکنار نشانده… سیّد عالم صلی الله علیه و آله و سلم گاه لب بر لب حسن می‌نهاد و گاه روی در روی حسین می‌مالید که ناگاه به فرمان اله، جبرئیل امین در رسید و خطاب ربّ‌الاباب رسانید که: «أَ تُحِبُّهُما؛ آیا حسن و حسین را دوست می‌داری»؟ خواجه فرمود که: «آری، أَوْلادُنا أَكْبادُنا؛ چگونه دوست ندارم، دو پارۀ جگرند، و دو روشنایی بصرند، دو فرزند ارجمندند، و دو جگرگوشۀ دلبند».

جبرئیل فرمود که: «ای سیّد، کدام را دوست‌تر می‌داری»؟ فرمود که: «ای برادر، هر دو دُرّ یک صدف‌اند، … یا اخی جبرئیل، هر دو را دوست می‌دارم». جبرئیل گفت: «ای سیّد، ملک جلیل می‌گوید که: «ای حبیب من، آگاه نِه از آنکه یکی را از این دو فرزند ارجمند تو به زهر قهر از پای درآرند، و یکی را به تیغ بی‌دریغ سر بردارند»».

خواجه چون از جبرئیل قصۀ زهر حسن و غصّۀ قهر حسین بشنید، فرمود که: «مَنْ يَفْعَلُ بِهِما؛ با جگرگوشگان من، این بی‌رحمی که کُند و سنگِ این جفا در روی فرزندان من که افکند»؟ جبرئیل گفت: «جمعی از امت تو و گروهی هم از اهل ملت تو».

مهتر فرمود: «أَ يُؤْمِنُونَ بِي؛ این جماعت به من ایمان آرند؛ وَ يُرْجُونَ شَفاعَتِي؛ و به شفاعت من امید دارند؛ وَ يَقْتُلُونَ أَوْلادِي؛ و فرزندان مرا بکشند و جگرگوشگان مرا به کمند بلا درکشند»! گفت: «آری، بکشند و زارشان بکشند، سرشان به تیغ بردارند و قطرۀ آب از حلق تشنۀ ایشان دریغ دارند».

خواجه فرمود که: «ای جبرئیل، امت من به چه جرم حسن مرا شربت زهر چشانند و به چه گناه حسین مرا به باد خنجر آبدار سر افشانند»؟ جبرئیل گفت: «بی‌هیچ جنایتی این خیانت روا دارند و بی‌هیچ خطایی از جور و جفا چیزی فرونگذارند». …

مهتر عالم صلی الله علیه و [آله و] سلّم از جفای امت گریان شد و غبارِ آزارِ بی‌خردان بر روی آینۀ دل مبارکش نشست. جبرئیل از برای خرسندی دل خواجه پیغام رسانید که: «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ؛ [يوسف: ۳] از معاملۀ عصیان امت عجب مدار و از واقعۀ برادران یوسف براندیش، اگر این‌ها چاکران‌اند، آن‌ها برادران بودند؛ اگر این‌ها بی‌خبران‌اند، آن‌ها از نسل پیغمبران بودند».

پس این قصۀ یوسف برای تسلّیِ دلِ حضرت مصطفی [صلی الله علیه و آله] و آرامشِ خاطرِ بلاکشان کربلا نازل شده.

منبع

روضة الشهدا، ص۱۳۳ – ۱۳۵. در کتاب الخصائص الحسینیة، ص۳۳۱ به‌صورت کلی اشاره شده که در روایات عامه آمده این سوره در تسلیت شهادت امام حسین علیه‌السلام بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شده است.

تفسیر منهج الصادقین (نشر علمی)، نوشتۀ کاشانی (متوفای ۹۸۸ قمری)، ج۵، ص۴ به نقل از روضة الشهدا این مطلب را آورده است. البته مرحوم کاشانی در تفسیر دیگرشان خلاصه منهج الصادقین (نشر اسلامیه)، ج۲، ص۳۵۴ همین داستان را به نقل از تفسیر عمر بن محمد نسفی نقل می‌کند، اما در تفسیر او این داستان نیامده و فقط ذکر شده: «… و انتظامُ كلِّ هذه السُّورة بتلك السُّورة: أنَّ السُّورتَيْن في تسليةِ النَّبيِّ – صلى اللَّه عليه و [آله و] سلّم – على ما أصابَه مِن الأذى و النَّوائب، و في تلك السُّورة ذكرُ ما لقيَ الأنبياءُ مِن الأجانب، و في هذه السُّورة ما لقي يوسف عليه السلام مِن الأقارب».  (التیسیر فی التفسیر (نشر دار اللباب ترکیه)، ج۸، ص۲۹۷)

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *