مسمومیت امام حسن علیه السلام به نقل از فصل الخطاب محمد پارسا

متن کتاب

و امّا حسن بن علی رضی اللّه عنهما از معاملات وی چیزی بگویم: مر او را شش بار زهر دادند؛ پنج بار در وی کار نکرد، بار ششم کار کرد. حسین بن علی رضی اللّه عنهما به بالین وی آمد و گفت: «یا برادر، اگر دانی که ترا زهر که داده است مرا خبر ده، تا اگر ترا کاری باشد خصمی کنم».

گفت: «یا برادر، پدر ما علی رضی اللّه عنه غمّاز[=سخن‌چین] نبود، و مادرم فاطمه رضی اللّه عنهما غمّاز نبود، و جدّ ما مصطفی صلی اللّه علیه و [آله و] سلّم غمّاز نبود، و جدّۀ ما خدیجه غمّاز نبود؛ از اهل‌بیت ما غمّاز نیامد. اگر به قیامت خدای عزّ و جلّ مرا بیامرزد، تا آن‌کس را که مرا این زهر داد، به من نبخشد به بهشت در نروم».

منبع

فصل الخطاب محمد پارسا، ص۵۳۸. البته نقل این کلام به معنای تأیید آن نیست؛ زیرا قطعاً قاتل امام حسن علیه‌السلام، یعنی جعدۀ ملعون تا ابد در جهنم خواهد ماند و امام علیه‌السلام از او شفاعتی نخواهند کرد. این نظر مؤلّف به‌خاطر مشرب صوفیانۀ اوست.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نقل دیگر

همین روایت در روضة الشهدا به نقل از فصل الخطاب محمد پاشا این‌گونه آمده:

حضرت خواجۀ پارسا – قدس الله سرّه – در «فصل الخطاب» آورده که امیرالمؤمنین حسن را شش بار زهر دادند. پنج بار بر وی کار نکرد و بار ششم کارگر آمد، و حسین علیه‌السلام به بالین برادر حاضر شد، گفت: «ای برادر، اگر دانی که تو را زهر داده است مرا خبر ده که اگر تو را کاری افتد، من با وی خصمی کنم».

گفت: «ای برادر، پدر ما علی مرتضی غمّاز[=سخن‌چین] نبود و مادر ما فاطمه زهرا غمز نکرد و جدّ بزرگوار ما حضرت مصطفی صلی الله علیه [و آله] و سلّم غمّازی نفرمود و جدّۀ ما خدیجۀ کبری به غمز شهرت نداشت، از اهل‌بیت ما غمز نیاید و غمّازی نیکو نیاید».[مصنّف یک بیت شعر نقل می‌کند]

… [مصنّف، «جعده» همسر امام حسن علیه‌السلام را «اسما» ذکر می‌کند] اما در خبر آمده است که اسما را به خلوت طلبیده و گفت: «ای بانوی ناسازگار من و ای یار بی‌وفای جفاکار من، بدان که کَرَم ورزیدم، فرزندان و برادرانم را از حال و کردار تو واقف نگردانیدم و پرده از روی کار تو برنداشتم و مهمّ تو را به محکمۀ قیامت گذاشتم، از خدای هیچ شرمت نیامد و از من هیچ آزرمت دامن‌گیر نشد؟ آخر دوستان با دوستان این کنند و با همچو من یاری وفاداری بی‌سبب و جهتی چنین کنند»؟ [مصنّف به زبان حال دو بیت شعر نقل می‌کند]

… پس روی از وی بگردانید و گفت: «برو که دانم به مراد نرسی و مقصود و مطلوبی که داری نیابی». …

منبع

روضة الشهدا، ص۳۶۶.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *