شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام به نقل از روضة الشهدا
متن کتاب
… [امام حسین علیهالسلام] بر مرکب سوار شده خواست که به میدان رود، ناگاه خروش عظیم و غلغلۀ بزرگ از خیمه به سمع مبارک وی رسید، از سبب آن پرسید. گفتند: «ای سید و سرور، زمانۀ ستمگر بر ما خواری میکند و علیاصغر از تشنگی زاری میکند، شیر در پستان مادرش خشک شده و آن طفل شیرخواره به هلاکت نزدیک گشته»!. حسین فرمود که: «او را نزد من آرید».
زینب او را برداشته پیش حسین آورد و امام مظلوم او را فراستده، در پیش قربوس زین گرفت و نزدیک سپاه مخالف رفته، بر روی دست آورد و آواز داد که: «ای قوم، اگر بهزعم شما من گناه کردهام، این طفل باری هیچ گناهی ندارد، وی را یک جرعه آب دهید که از غایت تشنگی شیر در پستان مادرش نمانده»! آن جفاکاران سنگیندل گفتند: «محال است که بی حکم پسر زیاد یک قطره آب به تو و فرزندان تو دهیم»!
و نامردی از قبیلۀ ازد که او را حرمله بن کاهل گفتندی، تیری درکشیده بهسوی حسین انداخت، آن تیر بر حلق علیاصغر آمد و گذاره کرده در بازوی حسین نشست. حسین آن تیر را از حلق آن معصومزادۀ بینظیر بیرون کشید و خونی که از حلق او میرفت به ردا پاک میکرد و نمیگذاشت که بر زمین ریزد. پس روی به خیمه نهاده، مادرش را طلبید و گفت: «بگیر این طفل شهید را که از حوض کوثرش سیراب گردانیدند». شهربانو خروش برآورد و خواتین اهلبیت فغان برکشیدند و حسین نیز بر حال آن طفل مظلوم گریه میفرمود… .
منبع
روضة الشهدا، ص۵۹۶. شبیه این متن با تفاوتی در کتاب المراثی به شمارۀ ۷۴۷۶ در آستان قدس ذکر شد.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات