ورود اسرا به کاخ یزید به نقل از روضة الشهدا
متن کتاب
راوی گوید که اول روز بود که سرها را به دروازه درآوردند، از بسیاری مردم که به نظاره و تماشا آمده بودند، نماز دیگر[=عصر] به کوشک[=قصر] یزید رسیدند. یزید فرموده بود که تا کوشک وی را بیاراسته بودند و پردههای زنبوری[۱] درآویخته و تختی از ساج و عاج موصّل گردانیده و به زر و جواهر مکلّل ساخته، در یک صفّه[=ایوان] نهاده و دیبای رومی و شُشْتَری[۲] بر وی افکنده و کرسیها بر حوالی تخت وضع کرده و امرای شام بعضی نشسته، برخی ایستاده.
چون شمر با آن دو امیر دیگر برسیدند، حکم شد که درآیند و سرها و اهلبیت درآورند و ایشان در یک صفّۀ کوشک جای دادند و پردهای از پیش صفّه درآویختند و سرها را درآورده، در پیش تخت بداشتند. یزید یکیک سر را میدید و احوال صاحب آن سر میپرسید تا بر تمام سرهای سروران دین اطلاع یافت. بعد از آن گفت: «سر حسین را بیاورید». …
[۱] پردۀ زنبوری: نوعی پردۀ مشبّک که جلوی ورود حشرات را میگیرد.
[۲] شُشْتَری: جامۀ پوشیدنی گرانقیمت، منسوب به شوشتر.
منبع
روضة الشهدا، ص۶۵۴.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات