عنایت امام حسین علیه السلام به عزادارانشان به نقل از نجاة الخافقین
متن کتاب
مرویست که مردی از قوم موسی زنی داشت عفیفه و نیکسیرت و پسر کوچکی نیز داشت. روزی آن مرد بعد از تعزیهداری سیدالشهداء از خانۀ تعزیه بیرون رفت و زن هنوز بر جای نماز به گریهوزاری و تعزیهداری بر امام حسین مشغول بود. ناگاه طفل آن زن بر سر تنور آتش رفت و در تنور افتاد و کباب شد. مرد به خانه آمد و گفت: «ای زن، چرا تغافل کردی و طفل مرا سوختی و شعلۀ آه مرا افروختی»! آن زن گفت: «مرا تقصیری نیست». پس آن مرد چندان آن زن را زد که مجروح گردید و بیهوش افتاد. چون به هوش آمد، با چشم پرآب و دل کباب رو را به محراب عبادت خالق وهّاب گردانید و میگفت:
«الهی بحق حسینی که صبح و مسا **** بر او فرض عین است سیل بکاء
به شاهی ندیده که دارم غمش **** به حزنی که شنیدم از ماتمش
به قربی که دارد به درگاه تو****به آن سر که داده است در راه تو
به اشکی که در تشنگی ریخته **** به آهی که از سینه انگیخته
به آن تن که شد چاکچاک از سنان****به آن شَه که شد کشتۀ کوفیان
به وقتی که افتاد ز زین بر زمین **** شود کربلا رشک عرش برین
به وقتی که گوید به تو این سخن **** که: «یا ربّ، ببخشا محبّان من»
خداوندا، به حق آن حسین، که مرا بمیران و به فرزندم برسان». هنوز آن زن در این سخن بود که شوهرش از خانه بیرون رفت، دید طفلش شاداب و خندان بهجانب خانه میآید. فرزند خود را در بر کشید و بویید و بوسید و گفت: «در کجا بودی»؟
آن طفل گفت: «چون در تنور افتادم و سوختم، آتش بر من گلستان شد… [چند بیت شعر نقل میکند] ناگاه صدایی شنیدم که میگفتند: «روح این سوخته را به بدنش برگردانید و او را به مادرش برسانید که ما را به حق حسین قسم داده. چون آن زن در دوستی حسین ثابتقدم میباشد، ما طفل او را به حسین بخشیدیم. چون پدرش و مادرش خود را در تعزیۀ حسین معاف نمیدارند، ما چگونه ایشان را واگذاریم و دعای ایشان را مستجاب نگردانیم»! ای پدر، فرشتهای در رسید و مرا بهسوی شما رسانید. آیا این حسین کیست که نام او را میدانم و او را نمیشناسم»؟ … [پس حسب و نسب آن جناب را به او تعلیم دادند] و او را آزادکردۀ حسین نام نهادند و هرکس از قوم که از آن مقدمه مطلع شد، تا در حیات بود، ترک عزاداری امام حسین نمیکردند.
منبع
کتاب نجاة الخافقین، برگ ۱۴۴ نسخۀ آیتالله مرعشی. همین داستان در وسیلة الفردوس، ص۶۹ به نقل از نجاة الخافقین آمده. آنچه بین دو قلاب انتهایی آمده، چون نسخه مقداری ناخوانا بود، از کتاب وسیلة الفردوس نقل شده.
البته اشکال نشود که چگونه بنیاسرائیل قبل از واقعۀ کربلا برای امام حسین علیهالسلام عزاداری میکردند؛ زیرا در اینجا ذکر شد که حضرت موسی علیهالسلام از خدای متعال توضیحی در مورد عاشورا خواست تا قومش را به آن دعوت کند.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات