ثواب گریه، زیارت و عزاداری برای امام حسین علیه السلام به نقل از وسیلة الفردوس

متن کتاب

در بعضی از کتب مقتل مسطور است و از سلمان رضی الله عنه منقول است که گفت: روزی در کوچه‌های مدینه می‌گذشتم، جمعی از اطفال عرب را دیدم که با یکدیگر بازی می‌کردند و جناب امام حسین علیه‌السلام در گوشه بر روی خاک نشسته است و گردن خود را کج نموده مانند ابر بهار زارزار می‌گریست. پیش رفتم و از آن جناب سؤال کردم که: «ای آقازادۀ من، خدا جان مرا فدای تو گرداند! چرا بر روی خاک نشسته و گریه می‌کنی؟ مگر خدانخواسته، اطفال عرب نسبت به شما ترک ادبی کرده‌اند و شما را رنجانیده‌اند»؟ و آن جناب این سخن را از من شنید، سر مبارک خود را بالا گرفت و به نظر حسرت به من نگریست و از دست مبارک خود اشاره فرمود: «از آن مقدمه که بر دلم خطور کرده است و هیچ دل طاقت نمی‌آورد که درد و اَلَم خود را بیان نمایم»!

سلمان عرض کرد: «ای سید من، مگر از جد بزرگوار خود نشیده که مگر می‌فرمود: «السلمانُ منّا أهل البیت؛ سلمان از اهل‌بیت است»؟ ای سید من، چرا درد دل خود را از من پنهان می‌داری»؟ چون آن مظلوم این را شنید، باز به گریه درآمد و فرمود: «ای سلمان، جناب اقدس الهی وحی به جبرئیل نموده و جبرئیل به من خبر داده است که در کربلای معلا کوفیان بی‌وفا و شامیان شوم و دغا، با خنجرِ جور و جفا، سر مرا از بدن جدا خواهند نمود و طفلان مرا یتیم خواهند کرد و جوانان مرا خواهند کشت و نعش مرا بی‌غسل و کفن در میان ریگ‌های گرم کربلا خواهند انداخت و بعد از آن اهل‌بیتم را با امام زین‌العابدینِ بیمار را بر شتران عریان سوار خواهند نمود و شهر به شهر و دیار به دیار خواهند گردانید و ایشان را در مسجد خرابه‌ها مکان خواهند داد و طفل‌های مرا به کنیزی خواهش نمایند».

سلمان عرض کرد: «ای آقازاده، فدای تو شوم! به جد بزرگوار و به پدر نامدار خود عرض نما که از خدا بخواهند که این بلا را از شما رفع نمایند». حضرت فرمود: «ای سلمان، من خود این مصیبت را طلبکارم و می‌خواهم جان را فدای امتان جدم نمایم». سلمان عرض کرد: «ای مولا، در آن وقت جد و پدر و مادر و برادرت در حیات خواهند بود»؟ فرمود: «در آن وقت هیچ‌یک از ایشان در حیات نخواهند بود». سلمان عرض کرد: «ای مولا، در آن وقت عزای شما را که خواهد گرفت و بر شما که خواهد گریست»؟ فرمود: «ای سلمان، شیعیان چندی به‌هم خواهند رسید از مرد و زن که مثل پدر مهربان عزای مرا خواهند گرفت و مال و جان خود را فدای من خواهند نمود».

سلمان عرض کرد: «فدای تو شوم، این چه حکمت است که بعضی از خلق، شما را خواهند کشت و سر شما را از بدن جدا خواهند نمود و به نیزۀ جفا خواهند زد و اهل‌بیت شما را اسیر خواهند نمود و این‌همه ظلم و جفا بر شما و بر اهل‌بیت شما روا خواهند داشت و بعضی دیگر بر شما خواهند گریست و عزای شما را خواهند گرفت و مال و جان خود را نثار جان شما خواهند نمود»؟ حضرت فرمود: «ای سلمان، اشخاصی که بر ما خواهند گریست، جناب اقدس الهی طینت ایشان را از طینت ما سرشته است و ازین سبب است که با ما محبت خواهند داشت و مال و جان خود را به فدای ما خواهند نمود و بر ما خواهند گریست و از راه دور و نزدیک به زیارت ما خواهند آمد و من نیز در ممات ایشان در شب اول قبر به زیارت ایشان خواهم رفت و مادرم فاطمۀ زهرا علیهاالسلام بعد از وفات ایشان به ایشان خواهد گریست و عزای ایشان را خواهد گرفت تا روز قیامت و ایشان را شفاعت کند و داخل بهشت گرداند».

منبع

کتاب وسیلة الفردوس، ص۸۳.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *