شباهت حضرت علی اکبر علیه السلام به پیامبر صلی الله علیه و آله به نقل از وسیلة الفردوس

نقل اول

رُوِیَ: أنّه لمّا رأه القومُ کبّروا و سبّحوا فقالوا: «فتبارک الله أحسنُ الخالقین». روایت شده است که چون آن شمس فلک امامت و قمر برج هدایت [حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام] از نور جمال با کمال خود عرصۀ میدان را منوّر و از شعشعۀ طلعت با رفعتش مزیّن فرمود، جمیع لشکر صداهای خود را به گفتن سبحان الله و الله اکبر بلند کردند و چون محو آن جمال عدیم‌المثال شدند و زبان‌ها را به گفتن فتبارک الله أحسن الخالقین گشودند و جمعی از ایشان والهُ حیران‌شده اسب‌ها برانگیخته به نزد عمرسعدِ پلید آمدند، و قالوا: «یا بن سعد، مَنْ هذا الشابُّ الهاشمیُّ الذی تأمُرُنا بقتلِه و مَنْ هذا الذی تطلُبُنا إلی قتالِه؟ جاءَ رسولُ الله»؟ گفتند: «ای ابن‌سعد، این جوان هاشمی کیست که ما را امر به جهاد و قتل او می‌کنی و این جوان کیست که ما را می‌طلبی به جدال او؟ ای عمرسعد، پیغمبر به میدان تشریف آورده است»؟ … پس عمر لعین گفت: «ای قوم، ساکت باشید؛ این جوان پیغمبر نیست، ولیکن هذا علیّ الأکبر ابن الحسین؛ [بلکه این علی‌اکبر، فرزند حسین است]».

نقل دوم

به روایتی [وقتی حضرت علی‌اکبر علیه‌السلام به میدان رفتند] جناب علی‌اکبر به لشکر شقاوت‌اثر فرمود: «ای قوم، هرکه مرا نشناسد، بیاید و بگوید تا خود را به او نشان بدهم». آنگاه عمرسعدِ نابکار یافت که هرگاه آن یادگار حیدرکرّار به گفتار آید از حرف‌های او لشکر به‌هم خورَد و ولوله در سپاه خواهد افتاد، فریاد برآورد که: «مگذارید که این جوان سخن بگوید». پس جمعی از معتبرین که آنجا حاضر بودند، گفتند: «ای عمرسعد، این خورشید عالم‌تاب را بگذار که چند کلمه گفتگو نماید که مدتی است ماها مشتاق استماع کلام رسول خدا هستیم و این مظلوم در گفتار شبیه به اوست»… .

منبع

کتاب وسیلة الفردوس، ص۳۴۴ و ۳۴۶.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *