حزن زعفر جنی بعد از واقعه عاشورا به نقل از وسیلة الفردوس

2 دقیقه
,
متن کتاب

نُقِلَ عن عبد الکمال عن عبد الصالح الهروِیّ قال: رجعتُ من الطواف مع جماعة من الأبرار فأطرق علینا السُرّاقُ قریبَ الدمشق؛ یعنی نقل شده از عبدالکمال از عبدالصالح هروی می‌گفت که: وقتی با جماعتی از ابرار از طواف کعبه برگشته بودیم، در نزدیکی شام از راهزنان نافرجام بر سر ما ریختند. فَنَهَبوا أموالَنا و قَتَلوا جُلَّنا؛ پس اموال را به غارت بردند و بزرگان ما را کشتند. و إنّی فررتُ و کان معی مَقتَل أحمد بن حنبل فرأیتُ غاراً فی جانب الجبل فقَرِبْتُ إلیها و کنتُ فی غایة الحزن و الغمّ؛ یعنی آنگاه من فرار کردم و مقتل احمد بن حنبل با من بود. پس در آن وقت در دامنۀ کوه غاری را مشاهده نمودم، پس به آن غار رفتم و در نهایت حزن و غم و  اَلَم بودم.

فقلتُ فی نفسی: «أفُکُّ المقتلَ و أقرأه و أبکی علی مصائب آل الرسول و إخوانهم»؛ پس با خود گفتم که: «این مقتل را می‌گشایم و می‌خوانم و گریه می‌نمایم بر مصیبت‌های اولاد رسول و برادرانش». ففککتُه و قرئتُه فرفعتُ صوتی بالبکاء فسمعتُ صوتاً مرتفعةً حزینةً محرقة من وراء الغار؛ پس آن کتاب را گشودم و او را می‌خواندم و صدای خود را به گریه بلند نمودم، پس ناگاه صدایی بلندی و محزونی با سوز و گداز از عقب غار شنودم. فقلتُ: «صاحبُ هذا الصوت مِن صواحبی». فمشیتُ فی أَثَرِه فرأیتُ رجلاً مهیباً عجیباً یبکی؛ پس با خودم گفتم که: «صاحب این صدا از مصاحبان من است». پس از عقب آن صدا رفتم، پس شخصی مهیبی با هیئت عجیبی مشاهده کردم و دیدم که گریه می‌کند.

و هو یقول: «یا حسین، لیتنی کنتُ تراباً و لم أرک کما رأیتُک»؛ و می‌گوید: «ای حسین، ای‌کاش خاک می‌شدم و تو را به آن حالت نمی‌دیدم، چنان‌که مشاهده کردم»! فغلب علیّ الخوفُ و قلتُ: «یا عبد الله، من أنت»؟ قال: «أنا زعفر الجنّیّ». پس خوف بر من غلبه کرده، گفتم: «ای بندۀ خدا، تو کیستی»؟ گفت: «منم زعفر جنّی». و قلتُ: «یا عبد الصالح، ما تفعل هنا»؟ گفتم: «ای بندۀ صالح، در این مکان چه می‌کنی»؟ قال: «عاهدتُ الله من یوم قَتْلِ سیّدی الحسین أنْ لا أشْبَعَ و لا أروی أبداً و أبکی علیه و أحضُرَ فی کلّ مجلسٍ یُقِیمُ مصیبتَه إلی أنْ أدرکنی الموتُ»؛ گفت: «با خدا تعاهد کرده‌ام از روز شهادت آقایم حسین علیه‌السلام، به اینکه نه سیر شوم و نه بسیار بیاشامم در هیچ‌وقت، و گریه نمایم بر آن جناب و حاضر شوم در مجلس عزای او، تا اینکه اجل مرا درک نماید».

منبع

کتاب وسیلة الفردوس، ص۴۵۱.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *