بی قراری فرشتگان در روز عاشورا به نقل از وسیلة الفردوس
متن کتاب
به روایت وسیلة النجاة ملائکه در دو وقت به خروش و جوش درآمدند و جزعوفزع مینمودند: اول: دروقتیکه خلیلالرحمن را به منجنیق گذاشتند، خواستند به آتش اندازند. دوم: همینوقتیکه خلیلِ صحرای کربلا لبتشنه یکهوتنها با تن مجروح مشغول جهاد اشقیای پرجفا بودند. در این وقت ملائکۀ آسمانها به گریه درآمدند، انگشتان به دندان میگزیدند و عرض کردند: «چه سبب دارد که حسین را به این خواری و زاری، به این بییاری و غمگساری گذاشته، یاری او نمیکنی، با وجود اینکه فرزند پیغمبر است و هرگز از آن بدی به ظهور نرسیده»!
آن وقت به ملائکه وحی شد که: «ای ملائکه، میخواهم بهشت را از دوستان و زایران و گریهکنندگان او پر نمایم و دوزخ را از دشمنان و کشندگان او مملوّ کنم. ای ملائکۀ من، نظر بهجانب راست عرش کنید». چون نظر کردند جمیع پیغمبران و اوصیای ایشان را دیدند که ایستادهاند و متحیّر شدهاند. وحی شد: «ای ملائکه، این جوان که شمشیر در دست دارد، فرزند نهم همین حسین است و به این شمشیر خونِ حسین، پدر خود را در دنیا از دشمنان و قاتلان او میگیرد و دنیا را پر از عدلوداد کند، بعد از آنکه پر از جوروظلم شده باشد». پس ملائکه آرام گرفتند.
منبع
کتاب وسیلة الفردوس، ص۴۹۰.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات