گفتگوی حضرت قاسم علیه السلام با عمر بن سعد

متن کتاب

قاسم در برابر قلب لشکر آمد و عمر سعد را آواز داد که: «… ای عمر، امروز اسب خود را آب داده‌ای»؟ گفت: «آری آب داده‌ام آنگاه [بر آن] برنشسته‌ام». قاسم گفت: «ویلک یابن سعد؛ وای بر تو ای پسر سعد، دعوی مسلمانی می‌کنی، اسب را سیراب می‌داری و شهسواران میدان امامت را تشنه می‌گذاری! عورات و اطفال اهل‌بیت را از تشنگی جان به لب رسیده و تو آب از ایشان باز می‌گیری! … آخر از تشنگی قیامت براندیش و از شرمندگی در پیش ساقی کوثر یاد کن»! آتش در دل عمر سعد افتاده و … این سخن را هیچ جواب نداد… .

منبع

روضة الشهدا، ص۵۶۸.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *