شهادت دختر حضرت عباس علیهما السلام از غصه

متن کتاب

روي في بعض الكتب أنّه كانتْ بين الأساری بنتٌ صغيرةٌ لمولانا العبّاس، و كانتْ تحبّ أباها كثيراً، كانتْ باكيةً علی مفارقة أبيها و طلبتْ أباها؛ یعنی در بعضی کتب مصیبت مذکور است که در میانۀ اسیران یک دختر صغیره از جناب حضرت عباس بود و آن دختر محبت شدید بر پدرش داشت و بر مفارقت پدر بزرگوارش می‌گریست و پدرش را می‌طلبید.

و تقول: «يا عمّتاه، أين أبي و أين والدي»؛ عرض می‌کرد: «ای عمه، پس پدر من در کجاست و پدرم به کجا رفته»؟

فقامتْ زينب فأخذتْ بيد البنت و أتتْها علی جثّة أخيها؛ پس علیاجناب زینب برخواسته و دست دختر صغیره را گرفته و او را به نزد جسد برادرش عباس آورد.

فلمّا رأتْه ألقَتْ نفسَها عليه، فجعلتْ تَمْرَغُ خدَّها و شعرَها علی نحرِ أبيها و بكَتْ بكاءً شديداً؛ زمانی که آن صغیره نعش پدر بزرگوارش را مشاهده نمود، خود را بی‌اختیار به جسد بی سر و دست پدر انداخت و روی و موی خود را از خونِ گلوی پدر آلوده نمود، بعد گریست گریستن شدیدی. حتّی غُشِيَ عليها؛ تا اینکه از گریه بیهوش افتاد.

فلمّا حرّكوها فإذاً هي قد فارقتْ روحها؛ چون آن یتیمه را حرکت دادند، دیدند که روح از بدنش پرواز نموده. داغ مردن این دختر به بالای داغشان علاوه گردید.

منبع

کتاب وسیلة الفردوس، برگ ۳۱۹ سمت چپ.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *