گشنگی حضرت سکینه علیها السلام در خرابه شام به نقل از طریق البکاء

متن کتاب

روایت شده که: خرابۀ شام که مسکن آل رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله بود [و] محل گذر خلایق بود، چون شام می‌شد، مردم به خانۀ خود با طعام و میوه می‌رفتند و اطفال حسین علیه‌السلام نظر به دست آن‌ها نموده، آه می‌کشیدند؛ واویلا! شبی سکینه علیهاالسلام در آخر شب نزد عمه‌اش زینب علیهاالسلام آمده و عرض کرد: «عمه»! زینب علیهاالسلام جواب داد.

سکینه علیهاالسلام از خجلت خاموش شد. زمانی نشسته، باز گفت: «عمه»! زینب علیهاالسلام فرمود: «چه مطلب داری جان عمه»؟ سکینه علیهاالسلام از خجلت باز خاموش شد.

زمانی نگذشت، باز گفت: «عمه»! زینب علیهاالسلام فرمود: «چه مطلب داری جان عمه»؟ سکینه علیهاالسلام از خجلت باز خاموش شد.

زمانی نگذشت، باز گفت: «عمه»! زینب علیهاالسلام او را نوازش نمود و در دامن خود نشانید و فرمود:

«ای آسمان، ویران شوی؛ ای چرخ، سرگردان شوی / اولاد پیغمبر کجا، این محنت و آزارها

کلثومِ غم‌پرور کجا، ویرانه‌های شاه غم / زینب کجا و ناء و نی اندر سر بازارها».

زینب علیهاالسلام فرمود: «تو را به حق پدرِ غریبت قسم می‌دهم چه مطلب داری، به عمه بیان کن». سکینه علیهاالسلام آهسته از روی خجلت گفت: «عمه، آیا در روی زمین طفلی مانند من گرسنه هست یا نه»! واویلا! از سخن او دل زینب علیهاالسلام و اهل حرم به درد آمد، چنان گریه و شیون نمودند که شرح نتوان کرد.

منبع

طریق البکاء (نشر طوبای محبت)، مجلس۵۳.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *