حضور مهمانانی از شهر مصر نزد ابن زیاد به نقل از وسیلة الفردوس

متن کتاب

در بعضی از کتب مصیبت مذکور و مسطور است که: لمّا وفدوا بالسبايا إلی الكوفة و عند ابن زياد لعنه الله ضيفٌ من أهل المصر رجلاً و نساءً؛ چون آن لعینان جفا بنیان و محبین سلسلۀ بوسفیان اهل‌بیت امام‌زمان را از کربلا اسیر کرده به شهر کوفه وارد نمودند، چون خبر ورود اسرای حسین شهید به ابن زیاد عنید رسید و در آن ایام چند نفر از اهالی مصر از مردن و زن به ابن زیاد بدبنیاد مهمان آمده بودند.

ولكنّ ابن زياد يريد بضيفه زينةً يتفرّجون و يتفرّحون عليها، لم يجد؛ لکن آن مردود در این فکر بود که تماشاگاهی را باعث دفع هم و سبب رفع غم شود در این شهر فتنه‌بنیان واقع گردد تا اینکه مهمانان خود را به آنجا برده تماشا نمایند و خوش‌دل و فرحناک باشند. هرچند ابن زیاد کج‌نهاد فکر می‌نمود، ممکن و مقدور نمی‌شد.

فقال في نفسه: «و الله لا أجد بضيفي زينةً يتفرّجون و يتفرّحون عليها من سبايا الحسين» عليه السلام؛ پس آن لعینِ مطرود خود به خود گفت: «به خداوند سوگند که تماشاگاهی از این بهتر و خوش‌تر دست نخواهد داد و نخواهد شد. بهتر این است که ایشان را فرستاده به اسیران اهل‌بیت رسالت تماشا نمایند و شادکام باشند».

پس مردان ایشان را طلب نمود، گفت: «بروید و به زن‌های خود بگویید که خودشان را به زینت تمام بیارایند. و يخرجن و يتفرّجن علی سبايا الحسين و علی أسراء مخذول يزيد لعنه الله؛ از منازل خود خارج شده، بیرون بروند، به رؤس شهدای کربلا و دختران حسین شهید و بر اسیران ذلیل‌شدۀ یزید پلید تماشا نمایند».

پس ایشان گفتند: «ایها الامیر، آیا آن اسیران از کدام بلده و آن دستگیران از کدامین دیار می‌باشند، و ایشان از اهل کدام خاندان، و حسب‌ونسب ایشان به کدام دودمان می‌رسد»؟ گفت: «از ایشان نامُ نشان طلب مَنمایید و آنچه می‌گویم عمل نمایید».

پس اهل مصر به نزد زنان خود آمدند و آنچه ابن زیاد گفته بود، گفتند. پس آن زنان به پا خواسته، چادر بر سر کرده، به آن کوچه که کاروان اولاد رسول و فرزندان زهرای بتول از آنجا می‌گذشت، به آنجا آمدند.

و كان عددهنّ سبعة عشر امرأة؛ پس عدد آن زنان هفده نفر بودند. و بينهنّ امرأةٌ عاقلةٌ؛ و در میان آن زنان زنی بود صاحب شعور و بسیار عاقله و صالحه بود… [سپس مصنّف جریان گفتگوی این زن عاقله را با حضرت زینب علیهاالسلام و سر شریف امام حسین علیه‌السلام نقل می‌کند].

منبع

کتاب وسیلة الفردوس، برگ ۳۳۴ سمت چپ.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *