آب آوری امام حسین و حضرت عباس علیهما السلام به نقل از طریق البکاء
متن کتاب
…مظلوم کربلا نزدیک [به] ظهر عاشورا چون عطش اطفال را ملاحظه نمود، دل حسین علیهالسلام به درد آمد، مشکِ خشک بیآبی را برداشته سوار شد [و] خود به نفسه روانه بهجانب شط فرات گردید. حضرت عباس علیهالسلام دریافت که حسین علیهالسلام به عقب آب میرود، بر خود نپسندیده، فرصت مرکب سوارشدن نیافت، شمشیر خود را برداشته از عقب سر برادر دوید تا به او رسید.
آن دو برادر روانه شدند و جهاد شدیدی نمودند و در بین جهاد ضربت سختی به سر مبارک سیدالشهدا علیهالسلام وارد آمد، ذوالجناح را بهجانب خیمهگاه تاخت و عصابه بر سر بسته بهتعجیل به یاری عباس علیهالسلام برگشت. لشکر میانه حسین علیهالسلام و عباس علیهالسلام را جدایی انداختند، حضرت یکدفعه دید بیرق عباس علیهالسلام نمایان نیست، هرچه صدا زد آوازی نشنید، بهتعجیل اسب تاخت.
ابومخنف گوید: دیدم حسین علیهالسلام از اسب پیاده شد و چیزی از زمین برداشت و به [روی] چشم [خود] میگذارد. چون نگاه کردم دیدم دست بریدۀ عباس علیهالسلام بود! …
چون مظلوم کربلا، بیبرادر به خیمهگاه برگشت، اول کسی که به نزد پدر دوید و عرض کرد: «بابا، عمویم کجا است»؟ سکینه علیهاالسلام بود. حال، مظلوم کربلا جواب آن طفل صغیر را چه گوید! او را به سینۀ خود چسبانید و فرمود: «نور دیده، عمویت عباس علیهالسلام را کشتند و مرا بیبرادر کردند! بلکه این غم مرا میکشد که دستهای برادرم را قطع کردند»! سکینه علیهاالسلام خاک بر سر ریخت… .
منبع
طریق البکاء (نشر طوبای محبت)، مجلس۲۸.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات