مقتل امام حسین علیه السلام به نقل از زیارت ناحیه مقدسه
متن کتاب
مِمَّا خَرَجَ مِنَ اَلنَّاحِيَةِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِلَى أَحَدِ اَلْأَبْوَابِ، قَالَ: تَقِفُ عَلَيْهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ تَقُولُ: «… فَجَاهَدْتَهُمْ … فَلَمَّا رَأَوْكَ ثَابِتَ اَلْجَأْشِ، غَيْرَ خَائِفٍ وَ لاَ خَاشٍ، نَصَبُوا لَكَ غَوَائِلَ مَكْرِهِمْ، وَ قَاتَلُوكَ بِكَيْدِهِمْ وَ شَرِّهِمْ، وَ أَمَرَ اَللَّعِينُ جُنُودَهُ، فَمَنَعُوكَ اَلْمَاءَ وَ وُرُودَهُ، وَ نَاجَزُوكَ اَلْقِتَالَ، وَ عَاجَلُوكَ اَلنِّزَالَ، وَ رَشَقُوكَ بِالسِّهَامِ وَ اَلنِّبَالِ، وَ بَسَطُوا إِلَيْكَ أَكُفَّ اَلاِصْطِلاَمِ، وَ لَمْ يَرْعَوْا لَكَ ذِمَاماً، وَ لاَ رَاقَبُوا فِيكَ أَثَاماً فِي قَتْلِهِمْ أَوْلِيَاءَكَ، وَ نَهْبِهِمْ رِحَالَكَ.
أَنْتَ مُقَدَّمٌ فِي اَلْهَبَوَاتِ، وَ مُحْتَمِلٌ لِلْأَذِيَّاتِ، وَ قَدْ عَجِبَتْ مِنْ صَبْرِكَ مَلاَئِكَةُ اَلسَّمَاوَاتِ. وَ أَحْدَقُوا بِكَ مِنْ كُلِّ اَلْجِهَاتِ، وَ أَثْخَنُوكَ بِالْجِرَاحِ، وَ حَالُوا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اَلرَّوَاحِ، وَ لَمْ يَبْقَ لَكَ نَاصِرٌ، وَ أَنْتَ مُحْتَسِبٌ صَابِرٌ، تَذُبُّ عَنْ نِسْوَتِكَ وَ أَوْلاَدِكَ. حَتَّى نَكَسُوكَ عَنْ جَوَادِكَ، فَهَوَيْتَ إِلَى اَلْأَرْضِ جَرِيحاً، تَطَؤُكَ اَلْخُيُولُ بِحَوَافِرِهَا، وَ تَعْلُوكَ اَلطُّغَاةُ بِبَوَاتِرِهَا، قَدْ رَشَحَ لِلْمَوْتِ جَبِينُكَ، وَ اِخْتَلَفَتْ بِالاِنْقِبَاضِ وَ اَلاِنْبِسَاطِ شِمَالُكَ وَ يَمِينُكَ، تُدِيرُ طَرْفاً خَفِيّاً إِلَى رَحْلِكَ وَ بَيْتِكَ، وَ قَدْ شُغِلْتَ بِنَفْسِكَ عَنْ وُلْدِكَ وَ أَهْلِكَ، وَ أَسْرَعَ فَرَسُكَ شَارِداً، وَ إِلَى خِيَامِكَ قَاصِداً، مُحَمْحِماً بَاكِياً.
فَلَمَّا رَأَيْنَ اَلنِّسَاءُ جَوَادَكَ مَخْزِيّاً، وَ نَظَرْنَ سَرْجَكَ عَلَيْهِ مَلْوِيّاً، بَرَزْنَ مِنَ اَلْخُدُورِ، نَاشِرَاتِ اَلشُّعُورِ عَلَى اَلْخُدُودِ، لاَطِمَاتِ اَلْوُجُوهِ، سَافِرَاتٍ، وَ بِالْعَوِيلِ دَاعِيَاتٍ، وَ بَعْدَ اَلْعِزِّ مُذَلَّلاَتٍ، وَ إِلَى مَصْرَعِكَ مُبَادِرَاتٍ.
وَ اَلشِّمْرُ جَالِسٌ عَلَى صَدْرِكَ، مُولِغٌ سَيْفَهُ عَلَى نَحْرِكَ، قَابِضٌ عَلَى شَيْبَتِكَ بِيَدِهِ، ذَابِحٌ لَكَ بِمُهَنَّدِهِ، قَدْ سَكَنَتْ حَوَاسُّكَ، وَ خَفِيَتْ أَنْفَاسُكَ …».
ترجمه
از جمله توقیعاتی که از سوی ناحیه مقدسه (امامزمان) علیهالسلام برای یکی از نایبان صادر شد، این است که فرمودند: در برابر مزار امام حسین علیهالسلام میایستی و میگویی: «… پس با آنان جهاد کردی … اما هنگامی که دیدند استوار دل و پابرجایی، نه بیمی به خود راه میدهی و نه ترسی، دامهای نیرنگ خود را برای تو گستردند، و با مکر و شرارتشان به جنگ تو برخاستند. آن ملعون به سپاهیانش فرمان داد؛ پس تو را از آب و رسیدن به آن بازداشتند، با تو به نبرد پرداختند و بیدرنگ به پیکار با تو شتافتند، و باران تیرها و نیزهها را بر تو فرو ریختند. دستهای نابودی را بهسوی تو گشودند، نه حرمتت را پاس داشتند و نه از گناهی که در کشتن یارانت و غارت خیمههایت مرتکب میشدند، پروا کردند.
تو در میان گردوغبار جنگ، پیشاپیش همه ایستاده بودی و بار سنگین رنجها را بر دوش میکشیدی، تا آنجا که فرشتگان آسمانها از صبر تو به شگفت آمدند. از هر سو تو را در محاصره گرفتند، با زخمهای فراوان ناتوانت ساختند، میان تو و رفتن جدایی افکندند، و دیگر یاوری برایت باقی نماند؛ درحالیکه تو، با همۀ این مصیبتها، برای رضای خدا شکیبا بودی و از زنان و فرزندانت دفاع میکردی. سرانجام تو را از اسبت بر زمین افکندند، و زخمی بر زمین افتادی؛ اسبها با سُمهای خود بر پیکرت میتاختند، و ستمگران با شمشیرهای برندهشان بر تو یورش میآوردند. عرقِ مرگ بر پیشانیات نشسته بود، و دست راست و چپت (از شدت جانکندن و درد) پیوسته جمع و گشوده میشد. با نگاهی پنهانی، خیمه و اهلبیتت را مینگریستی، درحالیکه درد و رنج جانت تو را از رسیدگی به فرزندان و خانوادهات بازداشته بود. اسبت، رمیده و شتابان، با شیههای آمیخته به گریه، بهسوی خیمهها روان شد.
پس آنگاه که زنان، اسب تو را خوار و سرشکسته دیدند، و زین تو را بر آن واژگون یافتند، از پسِ پردهها بیرون آمدند، درحالیکه موهای خود را پریشان کرده و بر گونهها افشانده بودند، بر چهرههای خود لطمه میزدند، نقاب از رخ افکنده بودند، به بانگ بلند شیون و زاری میکردند، و پس از آنهمه عزت به خواری نشسته بودند، و بهسوی مقتل تو شتابان میدویدند.
و شمر بر سینهات نشسته بود، شمشیرش را بر گودیِ گلویت فرو میبرد، با دستش محاسنت را گرفته بود، و با شمشیر هندی خویش سرت را از تن جدا میکرد؛ درحالیکه حواس تو از کار افتاده و نفسهایت پنهان و خاموش شده بود …».
منبع
المزار ابن مشهدی (نشر القیوم)، ص ۴۹۶ و ۵۰۳. متن عربی زیارت، ظرافت و نکات دقیقی دارد که امکان جادادن در ترجمه وجود ندارد!
نظرات