تنهایی امام حسین علیه السلام به نقل از مرحوم دربندی
متن کتاب
… [نقل عن البعض]: أنّه عليه السّلام لمّا رأى وحدته و قتل جميع أنصاره، ودّع عياله و أطفاله الصّغار، و خرج إلى الميدان و بقي واقفاً متحيّراً متّكئاً على رمحه ينظر إلى إخوته و أولاده و بني عمّه صرعى مقتولين مجدولين، و مرّة ينظر إلى غربته و وحدته و انفراده، و مرّة ينظر إلى النّساء و غربتهنّ و وحدتهنّ و عطشهنّ و ما يرجعن إليه من الأسر و الذّلّ، و مرّة ينظر إلى شماتة الأعداء و تصميمهم لقتله… .
ترجمه
… [از برخی نقل شده است]: هنگامی که امام حسین علیهالسلام تنهایی خویش و کشتهشدن همۀ یارانش را دید، با خانواده و کودکان خردسال خود وداع کرد و به میدان نبرد رفت. ایستاده و سرگردان، بر نیزهاش تکیه زده بود؛ گاه به برادران، فرزندان و پسرعموهای خود مینگریست که بر خاک افتاده، کشته و نقش زمین شده بودند. گاه به غربت، تنهایی و بییاوری خویش نظر میافکند. زمانی دیگر به زنان حرم مینگریست و غربت، تنهایی، تشنگی و سرنوشتی را که از اسارت و خواری در انتظارشان بود، در نظر میآورد. بار دیگر به شادی و شماتت دشمنان و عزم راسخ آنان برای بهشهادترساندن خود مینگریست… .
منبع
کتاب اسرارالشهادة، ج۲، ص۷۶۱.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات