تنهایی امام حسین علیه السلام به نقل از مرحوم دربندی

1 دقیقه
,
متن کتاب

… [نقل عن البعض]: أنّه عليه السّلام لمّا رأى وحدته و قتل جميع أنصاره، ودّع عياله و أطفاله الصّغار، و خرج إلى الميدان و بقي واقفاً متحيّراً متّكئاً على رمحه ينظر إلى إخوته و أولاده و بني عمّه صرعى مقتولين مجدولين، و مرّة ينظر إلى غربته و وحدته و انفراده، و مرّة ينظر إلى النّساء و غربتهنّ و وحدتهنّ و عطشهنّ و ما يرجعن إليه من الأسر و الذّلّ‌، و مرّة ينظر إلى شماتة الأعداء و تصميمهم لقتله… .

ترجمه

… [از برخی نقل شده است]: هنگامی که امام حسین علیه‌السلام تنهایی خویش و کشته‌شدن همۀ یارانش را دید، با خانواده و کودکان خردسال خود وداع کرد و به میدان نبرد رفت. ایستاده و سرگردان، بر نیزه‌اش تکیه زده بود؛ گاه به برادران، فرزندان و پسرعموهای خود می‌نگریست که بر خاک افتاده، کشته و نقش زمین شده بودند. گاه به غربت، تنهایی و بی‌یاوری خویش نظر می‌افکند. زمانی دیگر به زنان حرم می‌نگریست و غربت، تنهایی، تشنگی و سرنوشتی را که از اسارت و خواری در انتظارشان بود، در نظر می‌آورد. بار دیگر به شادی و شماتت دشمنان و عزم راسخ آنان برای به‌شهادت‌رساندن خود می‌نگریست… .

منبع

کتاب اسرارالشهادة، ج۲، ص۷۶۱.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *