حضور حضرت زینب و سکینه بالای بدن حضرت علی اکبر علیهم السلام به نقل از الایقاد شاه عبدالعظیمی
متن کتاب
روي: [بعد استشهاد عليّ الأكبر عليه السلام] أنّ زينب خرجت مسرعة تنادي بالويل و الثّبور و تقول: «يا حبيباه! يا ثمرة فؤاداه! يا نور عيناه! وا ولداه! وا قتيلاه! وا قلّة ناصراه! وا غربتاه! وا مهجة قلباه! ليتني كنت قبل اليوم عمياء، و ليتني وسّدت الثرى»!
فجاءت و انكبّت عليه، فبكى الحسين عليه السلام رحمة لبكائها و قال: «إنّا للّٰه وإنّا إليه راجعون»! و جاء و أخذ بيدها إلى الفسطاط.
و روي: أنّ سكينة لمّا رأت نعشه، وقعت عليه و غشي عليها.
ترجمه
روایت شده است: [پس از شهادت علیاکبر علیهالسلام]، حضرت زینب علیهاالسلام شتابان بیرون آمد و ناله و واویلا سر میداد و میگفت: «ای محبوب من! ای میوۀ دلم! ای نور چشمانم! وای فرزندم! وای کشتهشده! وای از کمیِ یاور! وای از غربت و تنهایی! وای پارۀ قلبم! ایکاش پیش از امروز نابینا شده بودم و ایکاش در دل خاک آرمیده بودم»!
سپس نزد او آمد و خود را بر پیکر او افکند. امام حسین علیهالسلام بهخاطر گریۀ حضرت زینب علیهاالسلام گریست و فرمود: «إنّا للّٰه وإنّا إليه راجعون؛ [ما از آنِ خداییم و بهسوی او بازمیگردیم]» و سپس آمد و دست حضرت زینب علیهاالسلام را گرفت و به خیمه بازگرداند.
روایت شده است: حضرت سکینه علیهاالسلام هنگامی که پیکر حضرت علیاکبر علیهالسلام را دید، خود را بر آن افکند و از هوش رفت.
منبع
الایقاد محمدعلی شاه عبدالعظیمی (المطبعة الحیدریة)، ص۷۷.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات