حضور امام حسین بالای بدن حضرت علی اکبر علیهما السلام به نقل از مقتل الحسین علیه السلام بحرالعلوم
متن کتاب
قالوا: [عند استشهاد علي الأكبر عليه السلام] و لمّا أقبل الحسين إلى ولده، كان في طريقه يلهج بذكره، و يصيح، و يكثر من قوله: «ولدي عليّ! ولدي عليّ!» حتّى وصل إليه. فأخلى رجليه معاً من الرّكاب، و رمى بنفسه على جسد ولده، و أخذ رأسه، فوضعه في حجره، و جعل يمسح الدّم و التّراب عن وجهه، و انكبّ عليه واضعاً خدّه على خدّه، و هو يقول: «يا بنيّ، قتل اللّه قوماً قتلوك، و ما أشدّ جرأتهم على اللّه و على انتهاك حرمة الرّسول»! ثمّ انهملت عيناه بالدّموع.
ثمّ قال: «على الدّنيا بعدك العفا يا بنيّ! أمّا أنت فقد استرحت من الدّنيا و ضيمها، و قد صِرتَ إلى روح و ريحان، و بقي أبوك، و ما أسرع لحوقه بك»!
و ذكر بعض الأكابر من أرباب المقاتل: إنّ الحسين عليه السّلام لمّا رمى بنفسه على جسد ولده و فلذة كبده، اعترتْه حالة المحتضر فجعل يجود بنفسه، و يتنفّس تنفّس الصّعداء، و كادت روحه أن تخرج.
ترجمه
گفتند: [هنگامی که علیاکبر علیهالسلام به شهادت رسید]، چون امام حسین علیهالسلام بهسوی فرزندش آمد، در راه پیوسته نام او را بر زبان میآورد، فریاد میزد و بسیار میگفت: «فرزندم علی! فرزندم علی!» تا اینکه به او رسید. هر دو پای خود را با هم از رکاب بیرون آورد و خود را بر پیکر فرزندش افکند. سر او را گرفت و در دامان خویش نهاد و شروع کرد به پاککردن خون و خاک از چهرهاش. سپس بر روی او خم شد و گونهاش را بر گونۀ او گذاشت و میفرمود: «ای پسرم، خداوند گروهی را که تو را کشتند، بکشد! چه جرئت بزرگی در برابر خداوند داشتهاند و چه گستاخانه حرمت رسول خدا را شکستهاند»! سپس چشمانش از اشک لبریز شد.
سپس فرمود: «ای پسرم، پس از تو خاک بر سر این دنیا باد! اما تو از دنیا و ستم آن آسوده شدی و به آسایش و نعمت رسیدی، و پدرت باقی مانده، و چه زود است که به تو ملحق شود»!
برخی از بزرگان مقتلنویس نقل کردهاند: هنگامی که امام حسین علیهالسلام خود را بر پیکر فرزند و پارۀ تن خویش افکند، حالتی همچون حالت شخص محتضر بر آن حضرت عارض شد؛ پس شروع کرد به جاندادن و کشیدن نفسهای عمیق و سخت، و نزدیک بود جان از تنش خارج شود.
منبع
مقتل الحسین علیهالسلام بحرالعلوم (دارالمرتضی)، ص۳۷۰.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات