آتش گرفتن دامن دختر سه ساله به نقل از طریق البکاء
متن کتاب
ابومخنف میگوید: دیدم یک دختر سهساله رو به صحرا میدود و دامانش را آتشگرفته میسوزد. اسب بهجانب او تاختم، آن طفل چون دید که من رو به او میروم مضطرب شد و بلرزید و فریاد زد که: «ای مرد، رو به من میا که ما عترت پیغمبریم و مَحرم نداریم». گفتم: «ای طفلک،1 مترس میخواهم آتش جامه تو را خاموش کنم». آن طفل ایستاد و من هم از اسب به زیر آمدم و آتش جامهاش را خاموش کردم.
چون این محبت را از من دید، عنان مرا گرفت و گفت: «الحال که یتیمنوازی کردی به من بگو راه نجف از کدام سمت است»؟ گفتم: «میخواهی چه کنی»؟ گفت: «میخواهم بروم نزد جدم علی و شِکوۀ این قوم را به او بکنم»!
منبع
طریق البکاء (نشر طوبای محبت)، مجلس۴۳. مصنّف هم حضرت سکینه و هم حضرت رقیه علیهماالسلام را سهساله ذکر میکند؛ به توضیحات کتاب رجوع کنید.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
- در مصدر: طفک. ↩︎
نظرات