حضرت سکینه علیهاالسلام در قتلگاه به نقل از طریق البکاء
متن کتاب
… چون زینب علیهاالسلام را از نعش برادر دور کردند و قافلۀ شام رو به راه نهادند و قدری راه رفتند، علیا جناب زینب علیهاالسلام دید شتری که سکینه خاتون علیهاالسلام بر آن سوار بود خالی میرود. رو به شمر کرده فرمود: «ای ظالم، طفل سهسالهٔ1 برادرم در عقب مانده».
شمر برگشت در قتلگاه، دید سکینه علیهاالسلام خود را بر روی سینۀ مظلوم کربلا انداخته و دستهای کوچک خود را به حلقوم پدر بزرگوار خود آورده و هر دم با آهوناله میگوید: «يا أبتاه، من ذا الذي أيتمني على صغر سنّي؛ یعنی ای پدر، آیا کدام ظالم مرا در کودکی یتیم کرد»! و به حالتی ندبه میکند که دل سنگ بر احوال او میگرید [و] با سوز دل میگفت:
از تربت تو رو به سفر دارم ای پدر / از خون دل دو دیدۀ تر دارم ای پدر
پژمرده گشت تا گل روی تو من فغان / شب تا سحر چه مرغ سحر دارم ای پدر «جودی»
شمر آنچه بانگ بر سکینه علیهاالسلام زد که برخیز برنخاست، از مرکب خود فرود آمد و بازوی سکینه علیهاالسلام را گرفت که از نعش پدر جدا نماید، نتوانست و حالآنکه آن ملعون در قوت با هزار سوار برابر میگفتند بود.
ای شیعه، هیچ میدانی چرا نتوانست؟ به جهت آن بود که دستهای مظلوم کربلا بر پشت سکینه علیهاالسلام گرفته بود. آن ملعون در غضب شد و دست ستم از آستین بیرون آورد و یک سیلی بر صورت سکینه علیهاالسلام زد که نیلی گردید.
سکینه گفت به نعش پدر به چشم پر آب / بهسوی شام روانم ای رفیع جناب
ببین زنند به رخسارم ای پدر سیلی / رخم از سیلی شمر لعین شده نیلی «رجاء»
دستهای حسین علیهالسلام از پشت سکینه علیهاالسلام بر زمین افتاد و آوازی از حلقوم بریده برآمد که: «فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَرْ؛ [اما یتیم را آزار نده].2 ظالم، خدا دست تو را قطع کند»! ألا لعنة الله على القوم الظالمين.
منبع
طریق البکاء (نشر طوبای محبت)، مجلس۱۳.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات