شهادت حضرت قاسم علیه السلام به نقل از روضة الشهدا
متن کتاب
… اما قاسم به میدان آمده، چشمش بر علامت ابن زیاد افتاد که بر زبر سر عمر سعد بداشته بودند، عنان بدان صوب معطوف گردانید و همت بر نگونساری آن علم مصروف ساخت و به یک بار روی به قلب سپاه نهاده، چشم از علم برنمیداشت و میخواست که خود را به علمدار رساند و علم را از پای در آرد که پیادگان سر راه بر وی گرفتند، همین که به حرب پیادگان مشغول شد، سواران از گرد وی درآمدند و تیر و نیزه و گرز و شمشیر حواله وی کردند، قاسم در دریای حرب غوطه خورده قریب سی پیاده و پنجاه سوار را بیفکند و صف سواران را بر دریده، خواست که بیرون آید، مرکبش را تیرباران کردند. اسب از پای درافتاد و شیث بن سعد نیزه بر سینۀ قاسم زد که سر سنان از پشت مبارک بیرون آمد و قاسم در آن حرب بیست و هفت زخم خورده بود و خون بسیار از وی رفته از اسب درگشت و گفت: «یا عماه، أدركني؛ [ای عمو، مرا دریاب]»!
آواز به گوش حسین رسیده، مرکب در تاخت و صف پیاده و سوار را بر هم زده قاسم را دید در میان خاک و خون غرق شده و شیث بر زیر سر وی ایستاده میخواست که سر مبارکش باز کند، حسین ضربتی بر میان وی زد که به دونیم شد. آنگاه قاسم را در ربوده با در خیمه آورد، هنوز رمقی در تن وی باقی بود. حسین سرش در کنار گرفته بوسه بر رویش مینهاد و مادر و عروس آنجا استاده میگریستند. قاسم چشم باز کرده در ایشان نگریست و تبسمی فرموده، جان به جانآفرین تسلیم کرد. خروش از بارگاه امامت برآمد، مخدرات اهلبیت به ناله درآمدند. …
منبع
روضة الشهدا (انتشارات علمی و فرهنگی)، ص۵۷۶.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات