مصیبت های امام سجاد علیه السلام در کاروان اسارت به نقل از وسیلة الفردوس

متن کتاب

رُوي عَن صَليع بن يزيد الأصبحيّ قال: كان أخي موكّلاً برأس الحسين عليه السلام و مطيّة عليّ بن الحسين عليه السلام؛ و در کتاب معتبر از صلیع بن یزید الاصبحی روایت شده است و می‌گوید که: برادر من موکّل بود بر سر انور حضرت امام حسین علیه‌السلام و بر شتر … [کلمه ناواضح] امام زین‌العابدین علیه‌السلام نیز موکل بود.

و كانتْ مطيتُه عَجْفاءَ زَلْقاءَ رَمْساءَ غيرَ قادرة علی الحركة و هو يَسُوقها بَكعْبِ سنانِه؛ و شتر آن علیلِ بیمار، بسیار لاغر و لغزنده و کند رونده بود و قدرت بر حرکت نداشت و برادرم او را به کعب نیزه می‌راند.

فإذا انخرق الحبل المشدود برجلي عليّ بن الحسين عليه السلام فوقع علی الأرض و صار رأسُه مشجوجاً و جری الدمُ علی وجهِه؛ پس ناگاه آن ریسمان که بر پای‌های بیمار کربلا بسته بودند پاره گردید، پس آن علیلِ تب‌دار از بالای ناقه بر زمین افتاد و سر مبارک آن حضرت مجروح گردید و خون بر روی مبارکش جاری می‌شد.

و قال بصوت ضئيل قد نهكتْه العلّة و في عنقه الجامعة و يداه مغلولتان إلی عنقه: «وا كرباه، و وا أسفاه، و وا غربتاه، و واضعفاه ممّا ورد علينا من أهل الجور و الطغيان»؛ یعنی می‌فرمود به صدای دردناک؛ [به] تحقیق، درد بدن شریفش را لاغر کرده بود و در گردن مبارکش غل جامعه بود و دست‌های او را در گردنش بسته بودند: «واکرباه، و وااسفاه، و واغربتاه، و واضعفاه از آنچه بر ما وارد شد از اهل جور و طغیان»!

و می‌فرمود: «يا أهل العدوان ليتَ الموتَ أعدمني الحياتَ و ليتَ أمّي لم تلدْني؛ ای اهل عدوان، کاش مرگ زنده‌گانی مرا معدوم می‌کرد و ای‌کاش مرا مادرم نمی‌زاد»!

فصاحتْ أمّ كلثوم و نادَتْ: «يا بن سعد، لا وَقاك اللهُ من شرّ الدنيا و عذابِ الآخرة»؛ پس جناب ام‌کلثوم صیحه برکشید و به صدای بلند فرمود: «ای پسر سعد، خدا تو را از شرّ دنیا و عذاب آخرت نگه ندارد»!

«أ ليس هذا بقيّة الله علی الخلق؛ یعنی آیا این حجت خداوند نیست بر خلق؟

أ ليس هذا ابن نبيّكم؟ أ ليس هذا قرّة عين الرسول صلی الله عليه و آله؛ آیا این فرزند پیغمبر شما نیست؟ آیا این روشنی چشم رسول نیست؟

أ ليس هذا نور حَدَقةِ البتول و ثمرة فؤادنا؛ و آیا این بیمارِ تب‌دار نور چشم حضرت بتول نیست و این بیمار علیل میوۀ دل ما نیست؟

أ ما أشقی قلبَك بما فعلتَ يا عدوَّ الله و عدوّ رسول الله؛ آیا چه شقاوت و چه قساوت گرفته است دل تو را از آنچه به عمل آورده‌ای نسبت به ما»!

فإذا برأس الحسين قد علا علی القناة فكأنّما قد قام و تنحنح؛ ناگاه سر منوّر جناب امام حسین در بالای نیزه بلند گردیده، گویا به تحقیق به پا برخواسته و تنحنحی می‌کرد.

و قال بصوتٍ عَلِيٍّ سمع كلّ الجماعة؛ آن حضرت به صدای بلندی فرمود و جماعت لشکر کلام آن سرور را شنیدند که: «يا بنيّ، يا عليّ، لا تحزن إنّ الله معنا؛ ای فرزند ارجمندم یا علی، غمگین مشو که خداوند با ماست. يُريدون أنْ يطفؤا نورَ الله بأفواههم و الله متمّ نوره و لو كره الكافرون»!

منبع

کتاب وسیلة الفردوس (نسخۀ کتابخانۀ آیت‌الله مرعشی به شمارۀ ۸۲۸)، برگ ۳۶۲. ظاهراً صلیع بن یزید اصبحی، برادر خولی بن یزید اصبحی است.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *