عزاداری جن ها هنگام عبور اسرا از وادی النخله به نقل از المنتخب طریحی
متن کتاب
قال [الراوي]: فلمّا رحلوا من تكريت، و أتوا على وادي النّخلة، سمعوا بكاء الجنّ و هنّ يلطمن الخدود على وجوههنّ و يقلن:
«مسح النّبيّ جبينه فله بَرِيقٌ في الخدود / أبواه من عُليا قريش، جدّه خير الجدود».
و أخرى تقول:
«ألا يا عين جودي فوق خدّي / فمن يبكي على الشّهداء بعدي
على رهط تقودهم المنايا / إلى متكبّر في الملك عبد».
ترجمه
راوی گفت: هنگامی که اسرا از تکریت حرکت کردند و به وادی نخله رسیدند، صدای گریۀ جنّیان را شنیدند؛ درحالیکه آنان بر صورتهای خود لطمه میزدند و میگفتند:
«پیامبر پیشانی او را مسح کرد؛ پس گونهاش در میان گونهها درخششی دارد / پدر و مادرش از بزرگان قریشاند و جدّش بهترینِ جدّهاست».
دیگری میگفت:
«هان ای چشم، اشک زیاد بر بالای گونۀ من بریز / پس از من چه کسی بر شهیدان خواهد گریست
بر گروهی که مرگ آنان را میراند / بهسوی بندهای متکبر در پادشاهی».
منبع
المنتخب طریحی (چاپ اعلمی بیروت)، ص۴۶۸.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات