سخنان پایانی امام حسین علیهالسلام در قتلگاه به نقل از عنوان الکلام
متن کتاب
وقت ارتحال گلگونکفن صحرای کربلا، با لب تشنه و شکم گرسنه و جگر مجروح از داغ برادران و جوانان و پسری مانند علیاکبر، بر روی خاک افتاده، هر زمان صدای العطش اطفال از خیمهگاه به گوش آن امام مظلوم میرسید.
شمر ملعون میگوید که: «دیدم در آن حال آن امام مظلوم آهسته سخنی میگوید، با خود گمان کردم که نفرین میکند، گوش فرا داشتم، دیدم با خداوند مناجات میکند و دعا به عاصیان امت جدش میکند».
گویا میفرمود: «خداوندا، این سر، این خنجرِ شمر شریر، این جوانان و برادران شهید، این آتش، آن خیمهگاه حرم، آن شتران برهنه، آن عیال غریب بیکس، الهی من به عهد خود وفا کردم، تو هم اَوْلایی به وفای خویش و آمرزش گناهان امت جدم».
پس متوجه شد به شمر لعین و فرمود: «إنْ کانَ لابُدَّ مِنْ قَتْلِی فاسْقِنِی شَرْبةً مِنَ الماءِ، فَقَدْ نَشِفَتْ کَبِدِی مِنَ الظَماءِ؛ یعنی الحال که تو لابدّاً مرا میکشی، پس جرعۀ آبی به لب خشکم برسان که جگرم از تشنگی میسوزد»!
منبع
عنوان الکلام، ص۲۵۳.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات