عنایت امام حسین علیه السلام به برگزار کنندۀ عزایشان به نقل از اسرار الشهادة
متن کتاب
في هذا الزمان رجلٌ عظيم الشأن يسمّى بلقب «افتخار الدوله» و هو من لكنهور من بلاد الهند، و كان منصبه في الدولة اللكنهورية «مستوفي الممالك»، و كان في الأصل مشركاً من طائفة الهنود، ولكن كان في أيّام كفره يبذل في كلّ سنة في شهر المحرّم أموالاً كثيرة في إقامة تعزية سيّد الشهداء – روحي له الفداء – و قد بذل لذلك في سنة من السنين ضِعْفَ ما كان يبذل و يصرف في كلّ سنة.
ثمّ ابتلي بمرض شديد حتّى كاد أن يهلك، ففي مثل حالة النزع و الاحتضار و حالة الإغماء، برء و صحّ مزاجه، و قام و تشرّف بالإسلام، وقال لمّا سألوه عن سبب ذلك: «إنّ سيّد الشهداء عليه السلام تمثّل و قال لي: «قم قد عافاك الله تعالى ببركة إقامتك تعزيتي»».
فسعى هذا الرجل في تعلّم أحكام الإسلام، و معرفة الحلال و الحرام، ثمّ ارتحل من الهند إلى كربلا بجمع من أهله و عياله من الذين تشرّفوا بسببه إلى الإسلام، بما عنده من نفائس الأموال فجعلها هدية إلى الحضرة الحسينيّة، فعلّقها في القبّة المنوّرة.
و هو في هذا الزمان من أعبد أهل العتبات المطهّرة و أزهدهم، و قد ارتحل قبل سنة من هذا الوقت إلى المشهد الرضوي – روحي لصاحبه الفداء – فرجع قريباً من هذه الأوقات.
ترجمه
در این زمان شخصی بود عظیمالشأن ملقّب به «افتخارالدوله» از اهل کهنور از شهرهای هند، و منصب او در دولت خود «مستوفیالممالک» بود، و در اول مشرک بود از طایفۀ هندیها، لکن در ایام کفر بذل مینمود در هر سال در شهر محرّم اموال بسیار در اقامۀ تعزیۀ سيدالشهدا علیهالسلام، و در یکی از این سالها بذل نمود دو برابر آنچه در سالهای سابق صرف میکرد.
پس از آن مبتلا گردید به مرض سختی به مرتبه[ای] که نزدیک بود هلاک شود، پس در آن حالتِ نزع و احتضار که غش کرده بود، یکدفعه شفا یافت و مزاجش صحیح گشته برخاست و به شرف اسلام فایز گشت. از او سبب اسلام را سؤال کردند، جواب داد که: «حضرت سیدالشهدا علیهالسلام بالای سر من ممثّل گشت و به من فرمود: «برخیز، به تحقیق خدای تعالی به تو شفا داد به برکت برپاداشتن تو عزای مرا»».
پس از آن این مرد خوشعاقبت در تعلّم احکام اسلام و شناختن حلال و حرام بذل سعی و اهتمام نموده، بعد از آن با همۀ اهل و عیال خود که به سبب او مشرف شده بودند به شرف اسلام، از هند کوچ کرده به کربلای معلا مشرف شد، و آنچه از اموال نفیسه و جواهرات پرقیمت داشت به آستانه مقدّسۀ حسینیه بهعنوان هدیه تقدیم نموده در قبّۀ منوّره آویخت.
و او در این زمان از جملۀ زهّاد و عبّاد اهل عتبات مطهّره بوده، و یک سال قبل به مشهد رضوی – روحی لصاحبه الفداء – مشرّف شده بود، در این نزدیکی مراجعت کرده.
منبع
کتاب اسرارالشهادة، ج۱، ص۷۵. ترجمه از انوارالسعادة، ج۱، ص۱۱۹.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات