حضور زنان فاطمیات در مجالس عزاداری به نقل از اسرار الشهادة

متن کتاب

ثمّ اعلم أنّه يدور في ألسنة جمع من الصلحاء و الثقات في النقل: أنّ جماعة من نساء أهل البحرين و القطيف قد شاهدن في جملة من مجالس العزاء أموراً عجيبة؛ و ذلك أنّهنّ قد شاهدن في بيوت عزاء الحسين و في مواضع متعلّقة بمجالس ذكر المصائب، جمعاً من النساء الطاهرات النورانيّات الملكوتيّات، و هنّ حاسرات ثاكلات، صارخات نادبات، لابسات الثياب و الملابس السود، و ناشرات الشعر، و لاطمات الخدود و الصدور. و هنّ مع هذه الحالة قد اشتغلن بما يحتاج إليه في بيوت عزاء سيد الشهداء عليه السلام من إيقاد الوقود تحت القدور، و اصلاح الأطعمة و المطبوخات للحاضرين و الحاضرات في مجلس العزاء، إلى غير ذلك من الأمور المحتاج إليها.

فإنّ أكثر من شاهدن هذه النساء الطاهرات الملكوتيّات قد صرن مغميّ عليهنّ بغلبة الدهشة عليهنّ عند مشاهدة تلك الحالة، فلم يقمن من غشوتهنّ إلّا بعد أن غابت  تلك النساء الطاهرات عن الأعين و الأبصار.

نعم، إنّ جمعاً منهنّ و إن غلبت عليهنّ الدهشة إلّا أنّهنّ لم تعرض لهنّ الغشوة، فقالت بعضهنّ لبعض تلك النساء الطاهرات النورانيّة: «من أنتنّ»؟

فقالت: «أما أنا فكلثوم بنت أمير المؤمنين عليهما السلام، و هذه زينب بنت أمير المؤمنين عليهما السلام، و تلك خديجة جدّتنا، و أما تلك التي يسطع نورها من الأرض إلی السماء، و يفوق نور القمر و الشمس و النجوم السواطع، فهي أمّ المظلوم الشهيد. فقد جئنا إليكنّ للإعانة في ضيق الوقت في الأمور المتعلّقة بكنّ في عزاء المظلوم الشهيد الذبيح العطشان، حتّى لا يخجل رجالكنّ من بعولتكنّ و إخوتكن عن إضياف الحاضرين في مجلس عزاء سيّد الشهداء عليه السلام، و لا تخجلنّ أنتنّ عند رجالكنّ و لا عند النساء الباكيات الحاضرات في مجالسكنّ هذه».

ترجمه

بعد به‌درستی اینکه در السنۀ جمعی از صلحا و ثقات در نقل، دایر است که جماعتی از زن‌های اهل بحرین و قطیف مشاهده کرده‌اند در جمله‌ای از مجالس عزا امور عجیبه، مثل اینکه مشاهده کرده‌اند در مجالس عزا و مواضع متعلّق به این‌گونه محافل، جمعی از زنان طاهرات و بنات فاطمیات علیهم‌السلام که همه بی‌رو و برهنه، واویلاگویان، موپریشان، بر سر و سینه زنان، و آن‌ها با این حالت مشغول بودند به آنچه محتاج الیه عزاخانۀ حضرت سیّدالشهدا علیه‌السلام است، از آتش‌افروختن در زیر دیگ‌ها و اصلاح طبخ‌ها جهت حاضرین از مرد و زن در مجلس عزا، و غیر این‌ها از اموری که به آن‌ها محتاج باشد.

پس بسیاری از مشاهده‌کنندگان این نساء طاهراتِ ملکوتیات از غلبۀ دهشت غش می‌نمایند در وقت مشاهدۀ این حالت و قائم نمی‌شوند از غش خودشان، مگر بعد از غایب شدن این نساء طاهرات از چشم‌ها.

بلی، جمعی از ایشان اگرچه دهشت به آن‌ها غلبه می‌کند، الا اینکه غش بر آن‌ها عارض نشده، می‌پرسند از نساء طاهرات نورانی که: «شما کیستید»؟

یکی از آن‌ها می‌گوید: «من دختر امیرالمؤمنین ام‌کلثوم، و این زینب دختر امیرالمؤمنین علیهماالسلام، و این جدّۀ ما خدیجه علیهاالسلام می‌باشد. و اما آنکه نور او از زمین به آسمان ساطع می‌باشد و غلبه می‌کند نور آفتاب و ماه و اختران درخشنده را، مادر این مظلوم شهید است. آمده‌ایم برای امداد شما در تنگی وقت در امور متعلّقۀ به عزای این مظلوم و شهید، تا اینکه شرمساری نباشد مردان شما را از ضیافت حاضران در مجلس عزای سیّدالشهدا علیه‌السلام و خجالت‌زده نباشید شما نزد مردان خود، و نه از این زمان گریه‌کننده که حاضرند در آن مجالس شما».

منبع

کتاب اسرارالشهادة، ج۱، ص۲۴۳. ترجمه از انوارالسعادة، ج۱، ص۲۴۳.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *