دعای مادر حضرت علی اکبر علیهما السلام به نقل از اسرار الشهادة
متن کتاب
… قال: فخرج إليه [أي عليّ الأكبر] ولد طارق فما كان إلا هنيئة حتّى أرداه قتيلاً، و طلب البراز فلم يبرز إليه أحد، فهتف عمر بن سعد ببكر بن غانم، و ندبه فبرز إليه، فلمّا برز تغيّر لون الحسين فقالت ليلى أمّ عليّ: «ممّ تغيّرك يا سيّدي، لعلّه قد أصابه شيء»؟ قال: «لا، ولكن قد برز إليه من يخاف عليه منه، فادعي لولدك عليّ؛ فإنّي قد سمعت من جدّي رسول الله صلی الله عليه و آله: إنّ دعاء الأمّ يستجاب في حقّ ولدها».
قال : فجرّدتْ رأسها، و هي في الفسطاط و دعت له إلى الله عزّ و جلّ بالنصر عليه. و قال: و جرى بينهما حرب شدید حتّی انخرق درع بكر بن غانم من تحت ابطه، فعاجله عليّ بن الحسين بضربة قسمه نصفين، لا رحمه الله.
ترجمه
… راوی گوید [در هنگام مبارزۀ حضرت علیاکبر علیهالسلام] بیرون آمد بهسوی او پسر طارق، پس آنقدر نگذشت که او را هلاک کرد. و طلب مبارزت کرد احدی جرئت نکرد که به مبارزت او بیاید. پس عمر بن سعد به بکر بن غانم صدا زد و او را خواند و به مبارزت آن بزرگوار آمد.
وقتی که آن ملعون به مبارزت بیرون آمد، رنگ حضرت حسین علیهالسلام متغیر گردید، لیلی مادر علیاکبر گفت: «از چه جهت رنگت متغیر گردید ای آقای من، شاید ضربتی به علیاکبر رسیده»؟ فرمود: «به علیاکبر چیزی نرسیده، ولکن کسی به مبارزت او آمد که از او به علیاکبر ترسیده میشود. پس برای فرزندت علی دعا کن؛ زیراکه من از جدّم رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم فرمودند که: دعای مادر در حق پسرش مستجاب میشود».
راوی گوید: پس لیلی سر خود را گشود درحالیکه در خیمه بود و دعا کرد و خواست برای او نصرت و یاری را از خدا. راوی میگوید: واقع شد در میان ایشان جنگ شدیدی، زره بکر بن غانم دریده شد از زیر بغلش، پس علی بن الحسین بهسرعت یک ضربت به او زد او را نصف کرد، خدا رحمت نکند به او.
منبع
کتاب اسرارالشهادة، ج۲، ص۶۴۱. ترجمه از انوارالسعادة، ج۲، ص۱۱۹۸.
برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.
نظرات