ورود اسرا به مدینه به نقل از روضة الشهدا

متن کتاب

اما اهل‌بیت که به مدینه درآمدند، از گرد راه به روضۀ مصطفوی رسول‌الله [صلی الله علیه و آله] رفته، به آواز سوزناک از جگر چاک‌چاک نعره برکشیدند که: «وا جدّا، وا محمّدا، وا سیّدا، وا سنداه! یتیمان خاندان توییم، غریبان دودمان توییم، سوزان و گریان از غم فرزندان توییم و محنت‌کشیدگان بادیۀ هجران توییم، مظلومان صحرای کربلاییم و مهجوران بیابان رنج و عناییم، لگدکوب جفای کوفیان بی‌وفاییم، آزردۀ خنجر شامیان بی شرم و حیاییم، تشنه‌لبان آب فراتیم، گرمازدگان عقبات عقوباتیم! سلام فرزند دلبند تو آورده‌ایم و از شرارت اشرار، پناه به روضۀ عرش‌اشتباه تو آورده‌ایم»!

اهل‌بیت اینجا گریان و غریوان بودند که ناگاه امّ‌سلمه – رضی الله عنها – از حجرۀ طاهرۀ خود بیرون آمد، غریوان و نالان، شیشۀ خاک کربلا که خون شده بود در دست گرفته و دختر حسین را که بیمار بود دست گرفته. چون اهل‌بیت مادر مؤمنان را دیدند و آن خاک خون‌شده را مشاهده کردند، درد و سوز ایشان متضاعف و متزاید شد.

منبع

روضة الشهدا، ص۶۷۱.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *