عذاب قاتلان امام حسین علیه السلام به نقل از کنز الغرائب

متن کتاب

روایت می‌کند عامر بن عبدالله التمیمی رضی الله عنه که در عهد رسول صلی الله علیه [و آله] و سلّم در نواحی ما ماری عظیم پیدا شد و در بیابان می‌باشید و بسی اشتران و گوسفندان را هلاک می‌کرد تا کار به‌غایت رسید که هیچ آدمی شب به صحرا نمی‌توانست رفتن.

و عاقبت خلقی عظیم جمع آمده‌اند با سلاح‌های تمام و بدان موضع رسیدند که ناگاه آن مار در بلندی برآمده بود، دیده‌اند که هفت سر داشت، بدان عظمت و بزرگی که هیچ‌کس مثل آن نشنیده بود. پس کمان‌ها کشیده‌اند و بر سر او تیربارانی باریده‌اند و آن‌همه تیرها به هر سوی می‌جستند و هیچ‌چیز بر وی اثر نمی‌کرد و دهان باز کرده تا آن قوم را فروبرد. چون مردم آن حال را بدیدند، به یکبارگی بگریختند تا باشد که زنده بمانیم.

پس چون عجز ایشان به نهایت رسید، با همدیگر گفتند: «اکنون هیچ چارۀ دیگر نماند، مگر آنکه به حضرت رسول صلی الله علیه [و آله] و سلّم می‌باید رسیدن و عجز خود را عرضه‌داشتن، بُوَد که ما را دست گیرد و فریاد رسد و اگر این بلا را از سر ما برگیرد، ما جمله به دین وی شویم».

و آنگه از مهتران ایشان … [کلمه‌ای ناخوانا] به خدمت رسول صلی الله علیه [و آله] و سلّم رسیدند و قصّۀ پرغصّۀ را بگذرانیدند. رسول علیه‌السلام اجابت فرمود و با بعضی از صحابه توجه نمود تا بدان وادی رسید که ناگاه آن مار به استقبال رسول صلی الله علیه [و آله] و سلّم بیرون آمد و چون از دور جمال مبارک رسول را مشاهده کرد، با آن هفت سر که داست، به هر هفت سر سلام گفت و تواضع نمود.

رسول صلی الله علیه [و آله] و سلّم جواب داد و بپرسید که: «تو از کجا آمده و در کدام مقام می‌باشی»؟ گفت: «یا رسول‌الله، من در دوزخ می‌باشم و از بهر هلاک این قوم فرستاده شدم اگر ایمان نیارند». رسول صلی الله علیه [و آله] و سلّم پرسید که: «در دوزخ از تو بزرگ‌تر ماری هست»؟ گفت: «من چه باشم در جنب مارهایی که در دوزخ باشند که چون در خواب شوند، من در یک گوش ایشان شوم و از گوش دیگر بیرون آیم، ایشان را آگاهی نبود». باز پرسید که: «در درکات دیگر، مثل ایشان ماران باشند»؟ گفت: «یا رسول‌الله، مَثَل ماران این به دوزخ در جنب ماران درکات دیگر، چنان است که مَثَل من در جنب ماران جهنم».

پس چون مردمان آن موضع این سخنان از مار بشنیدند، در حال اسلام آوردند. آنگه رسول صلی الله علیه [و آله] و سلّم فرمود که: «اکنون تو به مقام خود بازگرد که ایشان اسلام آورده‌اند». مار گفت: «یا رسول‌الله، تو شفیع امتانی در محشر مگر قاتلان حسین را علیه‌السلام که ایشان را در آن روز بزرگ شفاعت رسول صلی الله علیه [و آله] و سلّم نصیب نیست».

رسول فرمود که: «تو قاتلان حسین را در دوزخ چون[=چگونه] می‌شناسی»؟ گفت: «یا رسول‌الله، بزرگ‌تر و مهتر ماران هفت‌دوزخ را نام «شداید» است، او در هر روزی هفتاد بار با خود می‌لرزد که زهرها از وی فرومی‌ریزد و می‌گوید که: «الهی، نصیب من از دوزخیان، کشندگان حسین گردان». و ما همۀ ماران در هر روزی آن مناجات او را هفتاد بار می‌شنویم. پس چون ندانیم قاتلان او را؟ و چون تو شفیع روز قیامتی، بر تو حاجتی دارم».

گفت: «بگو حاجت تو چیست»؟ مار گفت: «یا رسول‌الله، حاجت من آن است که حقّ تعالی مرا در روز قیامت زنده نگرداند». رسول صلی الله علیه [و آله] و سلّم پرسید که: «چرا»؟ گفت: «بدان سبب که تا روز قیامت مرا به یکی از امتان تو به عقوبت نفرمایند، بعد از آنکه در دنیا به مشاهدۀ جمال تو دیده‌های من روشن گشت».

پس خاطر رسول صلی الله علیه [و آله] و سلّم مشغول گشت که در حال جبرئیل علیه‌السلام نازل شد و گفت: «یا محمد، خدای تعالی حاجت او را قبول کرده است به برکت شفقت او بر امت تو، و خدای تعالی وادی[ای] تعیین کرد از آن طرف کوه قاف تا مسکن او باشد تا به قیامت، و در روز قیامت صورت او تبدیل کرده شود به صورت بهشتیان تا با امت تو در بهشت باشد».

منبع

نسخۀ خطی کنز الغرائب، کتابخانۀ فرانسه، برگ۴۹، سمت راست بالا.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نقل دیگر

همین روایت در روضة الشهدا به نقل از کنز الغرائب این‌گونه آمده:

در کنزالغرایب آورده که مهتر و بزرگ‌تر همۀ ماران، ماری است در دوزخ که او را «شدید» گویند. هر روز هفتاد بار می‌لرزد و زهر از او فرومی‌ریزد و حق سبحانه و تعالی می‌فرماید: «ای شدید، چه می‌خواهی»؟ می‌گوید: «الهی، عقوبت قاتلان حسین را به من حواله کن تا زهرهای خود بر ایشان ریزم». و حق سبحانه می‌گوید: «ساکن شو که عقوبت ایشان حواله به توست، همه را بی‌دریغ خواهی گزید و در آن عقوبت محنت‌های کلّی خواهند کشید»!

منبع

روضة الشهدا، ص۶۷۵.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *