سر شهدا در مجلس یزید به نقل از بیاض روضه خوانی

متن کتاب

وارد شده است که چون اهل‌بیت را برابر آن ولدالزنا [یزید] نگاه داشتند، آن ظالم روسیاه از راه تکبر و عنادی که داشت، یک ساعت به جناب اهل‌بیت نگاه نکرد، بعد از آنکه چشم آن ظالم بر اهل‌بیت افتاد، حکم کرد که تا سرهای شهدا را داخل مجلس نمودند. آنگاه آن ملعون متوجه به‌جانب سرها شد، ناگاه سری را به نظر درآورد که رنگ یزید ملعون متغیّر شد و خوفی بر دل آن ظالم مستولی شد. از ملازمان خود پرسید که: «این سر کیست»؟ گفتند که: «این سر علم‌دار جناب امام حسین، عباسِ علی است».

پس سر دیگر به نظرش درآمد که هنوز خط ریحانی به‌دور عارضش ندمیده بود و از نور جمالش چشم آن ظالم خیره گردید و هرکس که نظرش بر آن سر می‌افتاد، جگرش پاره‌پاره می‌شد. آن ملعون سؤالی کرد که: «این سر کدام نوجوان است»؟ گفتند: «ای یزید، این سر پسر امام حسن است و قاسم نام دارد».

پس آن ملعون بی‌حیا سر دیگر به نظر درآورد که خط ریحان تازه از بناگوشش دمیده بود و گیسوانش به خونِ سرش خضاب شده بود و یک‌دانه خالِ هاشمی بر بالای ابروی او قرار گرفته بود. یزید ملعون پرسید که: «این سر کدام نوجوان است»؟ گفتند: «ای یزید، این سر علی‌اکبر هجده‌سالۀ حسین است». پس آن ملعون گفت: «سبحان الله! این جوان چه خوش جمال بوده است». پس در آن وقت صدای شیون از اهل حرم بلند گردید، به‌نوعی که حاضران مجلس یزید به گریه درآمدند.

منبع

کتاب بیاض روضه‌خوانی به شمارۀ ۱۵۸۹۴ در کتابخانۀ مجلس، صفحۀ ۲۳ فایل pdf.

برای دیدن توضیحات کتاب اینجا را کلیک کنید. برای دیدن باقی مطالب این کتاب اینجا را کلیک کنید.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *