گفتگوی امام سجاد علیه السلام و محمد بن حنفیه هنگام رسیدن کاروان به مدینه به نقل از مخزن البکاء

متن کتاب

و اما کیفیت ملاقات محمد حنفیه در بعضی از کتب مقتل چنین مسطور است که: آن عالی‌جناب چون مطلع گردید به مراجعت اهل‌بیتِ دل کباب و نزول ایشان به قرب مدینۀ ختمی‌مآب فی‌الفور سوار شد و به‌سرعت تمام از مدینه بیرون رفت. چون نظرش بر علم‌های سیاه و خیمه‌های بی‌صاحب برادر مظلومش افتاد از اسب در غلطید و بی‌هوش گردیده بر روی خاک آرمید.

چون این خبر به سید سجاد رسید، از خیمه برآمد و خود را بر بالین عمّ مدهوش خود رسانید و سر آن جناب را در کنار خود گرفت تا اینکه آن مظلوم مدهوش به هوش آمد چون نظر محمد بن حنفیه بر یتیم برادر بی‌قرینه‌اش افتاد نعره‌ای از جگر پردرد برکشید و آن مظلوم پرسید: «يابن أخي ! أين أخي، أين قرّة عيني، أين ثمرة فؤادي، أين خليفة أبي، أين الحسين أخي؛ یعنی: ای فرزند برادر من، کجا است نور چشم من، کجا است میوۀ دل من، کجا است جانشین پدر من، کجا است حسین برادر من»! آن حضرت در جواب فرمود: «يا عمّي أتيتك يتيماً؛ یعنی: ای عم، من به نزد تو آمده‌ام در حالتی که یتیم می‌باشم»!

منبع

مخزن البکاء، ص۹۱۴. به همین مضمون در این منابع هم آمده: مهیج الاحزان یزدی حائری (ترجمۀ عربی سید جمال اشرف حسینی)، ص۵۳۱؛ الدمعة الساکبة (چاپ مکتبة العلوم العامة)، ج۵، ص۱۶۴؛ طریق البکاء، مجلس ۳۶.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *