-
حزن پیامبر صلی الله علیه و آله برای مصائب امام حسن علیه السلام و ثواب گریه، حزن و زیارت ایشان
متن کتاب عَنِ اِبْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَانَ جَالِساً ذَاتَ يَوْمٍ إِذْ أَقْبَلَ اَلْحَسَنُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَلَمَّا رَآهُ بَكَى ثُمَّ قَالَ: «إِلَيَّ إِلَيَّ يَا بُنَيَّ». فَمَا زَالَ يُدْنِيهِ حَتَّى أَجْلَسَهُ عَلَى فَخِذِهِ اَلْيُمْنَى … [ثمّ قال النبيّ صلی الله عليه و آله:] «أَمَّا اَلْحَسَنُ فَإِنَّهُ اِبْنِي وَ وُلْدِي…
-
سفارش پیامبر صلی الله علیه و آله در لحظه های آخر برای خانه وحی
[روایت شده از کتاب الوصیة عیسی بن مستفاد، از موسی بن جعفر، از پدرش علیهماالسلام که فرمود:] هنگامی که وفات رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرارسید، انصار را فراخواند و فرمود: «… ای گروه انصار، بشنوید و هرکه حاضر است بشنود، بدانید که درِ خانۀ فاطمه، درِ خانۀ من است و خانهاش، خانۀ من است. پس هرکه…
-
حزن پیامبر صلی الله علیه و آله در لحظه های آخر برای امام حسین علیه السلام
ابن عباس: (وقتی) بیماری رسولالله صلیاللهعلیهوآله که با آن وفات یافتند، شدت گرفت، من در خدمت ایشان حاضر شدم، درحالیکه حسین را به سینۀ خود گرفته بودند، عرق ایشان بر روی حسین میریخت و ایشان در حال جاندادن بودند. میفرمودند: «مرا با یزید چه کار! خدا به او برکت ندهد! خدایا یزید را لعنت کن»!…
-
جای لباس بر گلوی حسنین علیهما السلام
روزی فاطمه علیهاالسلام، امیرالمؤمنین حسن و حسین را کرتها [=پیراهن] بدوخت و هر دو را بپوشانید و به حضرت رسول صلی الله علیه و [آله و] سلّم فرستاد. چون به خدمت او رسیدند، ایشان را در کنار گرفت و بوسه میداد و دید که گریبان کرتها تنگ بود و گردن ایشان را خَبَه [=خفه] کرد.
-
نرسیدن شفاعت پیامبر صلی الله علیه و آله به قاتلان امام حسین علیه السلام به نقل از اکلیل المصائب
صاحب کتاب مفتاح النجاة که از علماء عامه و از حاذقین در فن احادیث است گفته که: بیرون کرده است حاکم از انس که: مردی از اهل نجران گودالی کند، پس دید که در آن لوحی از طلا پیدا شد و در او نوشته بود: «أَ تَرْجُو أُمَّةٌ قَتَلَتْ حُسَیْناً شَفاعَةَ جَدِّهِ یومَ الحِساب! کَتَبَ…
-
فداشدن ابراهیم فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله برای امام حسین علیه السلام به نقل از عنوان الکلام
جناب رسول صلی الله علیه و آله فرزند ذکوری داشت در حَیٰوة [=زندگانی] ابراهیم نام، و بنا بر بعضی از روایات سه سال از عمر شریف او گذشته بود.