-
آمدن انبیا کنار سر شریف امام حسین علیهم السلام در شام به نقل از الخرائج
از سلیمان بن مهران اعمش روایت شده است که گفت: در ایام حج در حال طواف بودم که مردی را دیدم که دعا میکرد و میگفت: «خداوندا، مرا بیامرز و میدانم چنین نخواهی کرد».
4–7 دقیقه -
سر امام حسین علیه السلام در دیر مسیحی به نقل از الخرائج
از سلیمان بن مهران اعمش روایت شده است که گفت: در ایام حج در حال طواف بودم که مردی را دیدم که دعا میکرد و میگفت: «خداوندا، مرا بیامرز و میدانم چنین نخواهی کرد».
5–8 دقیقه -
آشکار شدن دست در دیر مسیحی به نقل از الخرائج
از سلیمان بن مهران اعمش روایت شده است که گفت: در ایام حج در حال طواف بودم که مردی را دیدم که دعا میکرد و میگفت: «خداوندا، مرا بیامرز و میدانم چنین نخواهی کرد».
3–4 دقیقه -
چگونگی بردن اسرا از کوفه تا شام به نقل از لهوف
ابن زیاد، مُحَفّر بن ثعلبه عائذی را فراخواند و سرهای شهدا، اسیران و زنان را به او سپرد. محفّر آنان را بهسوی شام برد، آنگونه که اسیرانِ کفار را میبرند؛ درحالیکه مردم (در میان راه) به صورتهای آنان چشم میدوختند.
-
درخواست قبول قربانی توسط حضرت زینب علیها السلام
[هنگام حرکت اسیران از کربلا بهسوی کوفه]… حضرت زینب علیهاالسلام دستان خود را زیر پیکر پاک و مقدس امام حسین علیهالسلام گشود، آن را به سمت آسمان بلند کرد و گفت: «پروردگارا، این قربانی را از ما بپذیر».
-
تقسیم سر شهدا علیهم السلام و آوردن به کوفه به نقل از لهوف
روایت شده است: تعداد سرهای یاران امام حسین علیهالسلام هفتاد و هشت سر بود که قبایل آنها را میان خود تقسیم کردند تا بدینوسیله به عبیدالله بن زیاد و یزید بن معاویه – لعنت خدا بر آنان باد – نزدیک شوند. پس قبیلۀ کنده به سرکردگی قیس بن اشعث سیزده سر آوردند.
-
سر شریف امام حسین علیه السلام در خانه خولی به نقل از مقتل خوارزمی
ابومخنف، لوط بن یحیی ازدی روایت کرده: هنگامی که عمر بن سعد سر امام حسین علیهالسلام را به خولی بن یزید اصبحی سپرد تا آن را نزد عبیدالله بن زیاد ببرد، خولی شبهنگام به کوفه رسید و درِ قصر را بسته یافت. پس سر را به خانه خود برد. او دو همسر داشت: یکی از…
1–2 دقیقه -
اشک امام حسین علیه السلام در منزل عذیب الهجانات از شنیدن نام کربلا
امام حسین علیهالسلام صبحگاه به پشت منطقه «عُذیبُ الهِجانات» رسید. در این هنگام ناگهان حرّ بن یزید دوباره با سپاهش بر او نمایان شد. امام حسین علیهالسلام فرمود: «ای پسر یزید، چه خبر شده است…»؟ گفت: «… این نامۀ عبیدالله بن زیاد است که به دستم رسیده؛ او در مورد کار تو مرا توبیخ کرده…
-
احترام حرّ ریاحی به مادر گرامی امام حسین علیهما السلام
… پس یاران امام حسین علیهالسلام سوار شدند و زنان (کاروان) را پیشاپیش خود به حرکت درآوردند. در این هنگام لشکریان کوفه پیش آمدند و میان آنها و ادامۀ مسیر مانع شدند. امام حسین علیهالسلام دست به شمشیر برد و فریاد بر سر حرّ زد: «مادرت به عزایت بنشیند! چه قصدی داری و میخواهی چه…
-
خواب امام حسین در منزل ثعلبیه و پاسخ حضرت علی اکبر علیهما السلام
امام حسین علیهالسلام به راه خود ادامه داد تا در وقت ظهر به منطقه «ثَعلبیه» رسید. ایشان فرود آمد و یارانش را واگذاشت (تا استراحت کنند)، سپس سر (بر زمین) نهاد و به خواب رفت. پس از مدتی، درحالیکه میگریست از خواب بیدار شد. پسرش (حضرت علیاکبر علیهالسلام) گفت: «پدر جان، چرا گریه میکنی؟ خداوند…