-
شدت مصیبت حضرت عباس علیه السلام به نقل از معدن البکاء
به روایت معدن البکاء جناب امام حسین [در بالای سر حضرت عباس علیهماالسلام] فرمود: «… و اللهِ تلک مصیبةٌ ما أنساها حتّی إذا أُدْرِجْتُ فِی أکفانی؛ [به خدا سوگند، این مصیبتی است که آن را فراموش نمیکنم، تا زمانی که در کفنم پیچیده شوم]».
1–2 دقیقه -
معرفی کتاب معدن البکاء
ملا محمدصالح سال ۱۲۰۰ قمری در برغان (از توابع تهران) دیده به جهان گشود (اما طبق نقلی: ۲۵ ذیقعده ۱۱۶۷ قمری) و در آنجا رشد و نمو نمود، سپس با خانوادهاش به قزوین کوچ کرد و دروس مقدمات علوم دینی را در آنجا فراگرفت و از آنجا به اصفهان و سپس به خراسان و قم…
2–3 دقیقه -
آمدن امام حسین بالای سر حضرت عباس علیهما السلام به نقل از وسیلة الفردوس
به روایت مجالس الشهادة [بعد از ضربتخوردن حضرت عباس علیهالسلام] آن حضرت [امام حسین علیهالسلام] که بر ایشان حمله میکرد، در اثنای راه دستهای برادرش را در میان خاکوخون مشاهده نمود، آنگاه «و أخَذَ یمینَه و شِمالَه و جَعَلَ یَشُمُّهُما و یَبْکِی؛ پس آن جناب دست راست و چپ برادرش را برداشت، میبویید و میگریست».…
1–2 دقیقه -
نا امیدی حضرت عباس علیه السلام به نقل از وسیلة الفردوس
… [زمانی که مشک حضرت عباس علیهالسلام را با تیر زدند] و نَظَرَ إلی النسوان نظرَ آیسٍ؛ پس مأیوسانه بهطرف اهل حرم با دل پر همّ و غمّ نگاه میکرد و آه حسرت میکشید… .
1–2 دقیقه -
وداع و وصیت حضرت عباس علیه السلام به نقل از وسیلة الفردوس
به روایت معتبر [در هنگام وداع حضرت عباس علیهالسلام با امام حسین علیهالسلام] آنگاه آن سرور فرمود: «ای برادر، حال که ارادۀ میدان کردهای، اگر وصیتی داری بکن». عرض کرد: «ای برادر، دو وصیت دارم: اول آنکه [به] شیعیان و دوستان سلام ما را برسان که بر منِ غریب گریهوزاری نمایند و مرا زیارت کنند…
-
شجاعت حضرت عباس علیه السلام به نقل از وسیلة الفردوس
به روایت کتاب تحفه: هر وقت که شجاعان دین حضرت عباس را میدیدند و بر یکدیگر نشان میدادند که «هذا خُلاصةُ الناسِ أبو الفضل العبّاس و هذا ابنُ أسدِ الله الغالبِ علیِّ ابن أبی طالب؛ [این است برگزیدهٔ مردم، ابوالفضل عباس، و این است فرزند شیرِ پیروزِ خداوند، علی بن ابیطالب]».
1–2 دقیقه -
وداع حضرت قاسم با برادرشان حضرت عبدالله علیهما السلام به نقل از وسیلة الفردوس
و به روایت معتبر در حین وداعِ جناب قاسم، عبدالله خوابیده بود، آنگاه جناب قاسم از روی برادرش بوسید و گفت: «ای مادر، سلام مرا به برادرم برسان». پس جناب قاسم روانۀ میدان گردید. بعد عبدالله بیدار شد، گفت: «ای مادر، برادرم کجا رفته»؟ گفت: «ای نور چشم من، برادرت به میدان رفت و تو…
1–2 دقیقه -
وداع حضرت قاسم با مادرشان علیهما السلام به نقل از وسیلة الفردوس
[روز عاشورا حضرت قاسم علیهالسلام در هنگام وداع با مادرشان] فقال: «یا أمّاه، متی رأیتِ شفتاکِ قد ذبلتْ من العطش فاذکری شفتای الظامی». پس جناب قاسم گفت: «ای مادرِ غمکشیده، زمانی که ملاحظه کردی و دیدی که لبهای تو خشکیده شد از عطش، پس به یاد آور لبهای خشکشدۀ مرا». «و متی رأیتِ عرسیّاً مخضّباً…
1–2 دقیقه -
محبت امام حسن به حضرت قاسم علیهما السلام و وصیت به ازدواج او به نقل از وسیلة الفردوس
رُوِیَ فی بعض کتب الأصحاب: أنّ بعد اجتماع النِسْوة و الأولاد حَوْلَ الحسن جَعَلَ یَشُمُّ القاسمَ و یُقَبِّلُه؛ یعنی روایت شده است بعضی از کتابهای اصحاب: بهدرستیکه در وقت جمعشدن زنان و اولاد امام حسن در حالت رحلتش، جناب قاسم را میبویید و میبوسید. فَسَئَلَ واحدٌ من الحاضرین عنه: «مَنْ أحبُّ أولادک»؟ پس سؤال کرد…
-
آب آوری اصحاب در روز عاشورا به نقل از وسیلة الفردوس
رُوِیَ عن أبی کُوّاء قال: کنتُ فی طَفٍّ یومَ عاشوراء و أنا کنتُ ناظراً إلی الحسین و أصحابِه؛ روایت شده است از ابیکوّاء که [گفت]: در کربلا بودم در روز عاشوراء و نگاه میکردم بر حسین علیهالسلام و به اصحاب او. فو الله رأیتُهم کالأُسُود الجایعة مع قلّتهم و شدّة عطشهم و هم یَسْتَبِقُون علی…
3–5 دقیقه